امام خمینی (ره) و تاثیر ماه رمضان

حضرت امام خمینی(ره) فرموده اند:

اگر با پایان یافتن ماه مبارک رمضان، در اعمال و کردار شما هیچ گونه تغییری پدید نیامد و راه و روش شما با قبل از ماه صیام فرقی نکرد معلوم می شود روزه ای که از شما خواسته اند محقق نشده است.

 

اگر دیدید کسی می خواهد غیبت کند، جلوگیری کنید و به او بگویید! «ما متعهد شده ایم که در این سی روز ماه مبارک رمضان از امور محرمه خود داری ورزیم» و اگر نمی توانید او را از غیبت باز دارید از آن مجلس خارج شوید! ننشینید و گوش کنید! باز تکرار می کنم تصمیم بگیرید در این سی روز ماه مبارک رمضان مراقب زبان، چشم، گوش و همه اعضاء و جوارح خود باشید. توجه بکنید که به آداب ماه مبارک رمضان عمل کنید؛ فقط، دعا خواندن نباشد، دعا به معنای واقعی اش باشد.

آیا هر سخن حقی را باید بیان کرد؟

 در محضر حجت الاسلام قرائتی

کتمان حق حرام است ولی گفتن حق نیز باید در صورت لزوم باشد.
بسیاری از سخنان حق اگر بدون زمینه سازی قبلی گفته می‏شود، مفاسدی را به بار می‏آورد.

شکر، شیرین است ولی اگر این شکر را به همین صورت در دهان کودکی بریزیم خفه می‏شود.
نباید بگوییم این شکر است و شیرین و بدن هم به مواد قندی نیاز دارد، بلکه باید ابتدا این شکر در آب حل کنیم و به تدریج به کودک بدهیم.

 

بسیاری از حقایق را باید با مقدمه مطرح کرد، زیرا همه مردم آمادگی پذیرش یک باره سخن حق را ندارند.

 

مردم به حمام می‏روند و دوش آب را روی سر خود باز می‏کنند ولی اگر آماده نباشند و شما بخواهید یک لیوان آب سر آنها بریزید، با عکس‏ العمل سختی مواجه می‏شوید.

 

دلیل آنکه مردم دست مراجع را می‏بوسند و خمس و سهم امام را به آنان می‏پردازند، ولی در پرداخت مالیات نشاط ندارند،همین است که مردم درباره خمس و زکات، آیات و روایاتی از افراد مورد وثوق خود شنیده ‏اند و از نظر اعتقادی و فرهنگی آمادگی پرداخت را پیدا کرده ‏اند.

 و همچنین به زیارت امام و امام زاده ‏ای که درباره او شناخت پیدا کرده‏ اند و هزینه آن را به راحتی می‏پردازند و به زیارتشان افتخار می‏ کنند، اما اگر کسی را نشناسند در سلام کردن به او انگیزه لازم را ندارند.

 پس آمادگی اعتقادی و فکری شرط لازم است .

سخنانی از شیخ بهایی

آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا:

اگر بسیار کار کند، می گویند احمق است !

اگر کم کار کند، می گویند تنبل است !

اگر بخشش کند، می گویند افراط می کند !

اگر جمع گرا باشد، می گویند بخیل است !

اگر ساکت و خاموش باشد، می گویند لال است !

اگر زبان آوری کند، می گویند وراج و پر گوست !

اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند، می گویند ریا کار است !

و اگر نکند، می گویند کافر است و بی دین !

لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد

و جز از خداوند نباید از کسی ترسید.

پس آنچه باشید که دوست دارید.

شاد باشید، مهم نیست این شادی چگونه قضاوت شود.

 

توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها

عارف بالله مرحوم حضرت ملا علی معصومی_رضوان الله علیه_ فرمودند:

 

برای برطرف شدن ناملایمات و حوادث ناگوار و برای برآورده شدن حوائج،به خانم حضرت فاطمه زهرا_سلام الله علیها_ توسل پیدا کنید و 530 مرتبه صلوات ایشان را بخوانید:

 

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها ،بعدد ما احاط به علمک

اندازه در کارها

در روایت داریم که : “ رفیقت را به اندازه ای دوست داشته باش و آن قدر با او رفاقت کن که اگر بین شما دشمنی افتاد ، تمام پته تان را روی آب نریزد ؛ یعنی همه اسرارتان را به دوستتان نگویید ، زیرا ممکن است یک روز با تو دشمن بشود و علیه تو قیام کند و پرده آبرویت را پاره کند و آبرویت را بریزد. ” بعد در ادامه حدیث آمده : “ با دشمنت هم زیاد دشمنی نکن ؛ زیرا ممکن است یک روز با او آشتی کنی، آن وقت دیگر خجالت بکشی که با او رفت و آمد نمـایی . ” ... من شـخصی را می شنـاسـم . دخـتر این شخـص با شـوهرش دعـوا کرده بود، او هم هرجا که می رفت ، پشت سر دامادش بد گویی می کرد . حالا که دخترش با دامادش آشتی کرده و رفت و آمد می کنند ، پدر زن ، رویِ نگاه کردن به دامادش را ندارد. به خاطر حرف هایی که زده شده خجالت می کشد . چرا وقتی عصبانی و خشمگین می شوید هرچه از دهانت خارج می شود می گویید؟! خُب شاید یک روز با هم آشتی کنید. فکر آن روز هم باشید.
.
.
در آیه 17 سوره اعراف آمده که شیطان گفته است از روبرو و پشت سر و طرف راست و طرف چپ به انسانها حمله می کنم.زمانی که شیطان این کلام را گفت (که از چهار طرف به انسان حمله می کنم) قلب ملائکه برای انسانها به رحم آمد پس به خداوند گفتند: خدایا چگونه انسان از دست این دشمن،که از چهار طرف بر او غلبه کرده فرار کند؟ خداوند متعال وحی کرد:به درستی که برای انسان دو راه دیگر باقی مانده، بالا و پایین، پس هنگامی که انسان دستش را در دعا به سوی آسمان بلند کند یا پیشانیش را ازروی خشوع به زمین گذارد گناه 70ساله ی او را می آمرزم.
.
.
وضو می گیری، اما در همین حال اسراف می کنی ! نماز می خوانی اما با برادرت قطع رابطه می کنی ! روزه می گیری اما غیبت هم می کنی ! صدقه می دهی اما منت هم می گذاری ! بر پیامبر و آلش صلوات می فرستی اما بدخلقی هم می کنی ! دست نگه دار! ثواب هایت را در کیسه سوراخ نریز
.
.
عالمی از نجف می آمد، سر راه به قهوه خانه ای رسید دید که عده ایی نشسته اند و مشغول خوردن شراب هستند. عالم عصبانی شد، عصایش را بلند کرد و شیشه های عرق و مشروب آنها را شکست. یکی از آن مشروب خورها شعری گفت که جای فکر کردن دارد. او همین طور که مست بود گفت:
شیخ نجفی شکست پیمانه ی می
گردید بساط عیش ما یکسره طی
گر بهر خدا شکست پس وای به ما
گر بهر ریا شکست پس وای به وی
یعنی اگر برای خدا شکسته ، وای به حال ما ، ولی اگر برای اینکه در جمع مریدانش خودی نشان دهد و ریا کند این کار را کرده، وای به حال او

مرحوم آیت الله مجتهدی

حکایت

ازحکیمی پرسیدند که چرا استماع تو از نطق تو زیادت است؟

گفت: زیرا که مرا دو گوش داده اند و یک زبان ، یعنی دو چندان که می گویی می شنوی...

 

کم گوی و به جز مصلحت خویش مگوی چیزی که نپرسند ، تو از پیش مگوی

 از آغاز دو گوش و یک زبانت دادند یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگوی

تزکیه نفس

حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی:

👕 کسی که حمام رفته و لباس تمیز پوشیده است ، همین که یک سیاهی روی صورت یا لباسش بنشیند می فهمد ،

▪️ولی کسی که مثلا در مکانیکی کارکرده و سیاه شده ، هرقدر هم خاک بخورد متوجه نمی شود.

🔴گناه هم همین طور است.

✅ کسی که تزکیه کرده و خودش را تمیز کرده، می فهمد که یک گناه چه قدر اثر دارد ،

❎ ولی کسی که غرق گناه است ، هرچقدر که گناه کند ککش هم نمی گزد.

باکلام بزرگان

دانشمندی در بیابان به چوپانی رسید و به او گفت : چرا به جای تحصیل علم ، چوپانی می کنی ؟

چوپان در جواب گفت : آنچه خلاصه دانش هاست یاد گرفته ام .

دانشمند گفت : خلاصه دانشها چیست؟

چوپان گفت : پنج چیز است :

تا راست تمام نشده ، دروغ نگویم .

تا مال حلال تمام نشده ، حرام نخورم .

تا از عیب و گناه خود پاک نگردم ، عیب مردم نگویم .

تا روزیِ خدا تمام نشده ، به در خانهٔ دیگری نروم .

تا قدم به بهشت نگذاشته ام ، از هوای نفس و شیطان ، غافل نباشم.

دانشمند گفت : حقاً که تمام علوم را دریافته ای ، هر کس این پنج خصلت را داشته باشد از آب حقیقت علم و حکمت سیراب شده است !

 

«ابونصر فارابی»

باکلام بزرگان

مرحوم شيخ رجبعلي خياط مي فرمود:

بطري وقتي پر است و مي‌خواهي خالي اش کني، خمش مي‌کني.

هر چه خم شود خالي تر مي‌شود، اگر کاملا رو به زمين گرفته شود، سريع تر خالي مي‌شود.

دل آدم هم همين طور است، گاهي وقت‌ها پر مي‌شود از غم، از غصه، ...

 

قرآن مي‌گويد:

هر گاه دلت پر شد از غم و غصه ها ؛ خم شو و به خاک بيفت.

" وَکُن مِّنَ السَّاجِدِين."

 

سجده کن؛ ذکر خدا بگو ; اين موجب مي‌شود تو خالي شوي تخليه شوي، سبک شوي؛

قفل مشکلات: نماز اول وقت

باکلام بزرگان

کلام بزرگان :  آیت الله قاضی

  * دستورالعملی برای دفع دشمن  
 
سیدهاشم حداد از شاگردان مبرّز به نقل از مرحوم قاضی(ره) می‌گفت: «خواندن آیات: «کهیعص» «حم-عسق» «وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا» برای دفع دشمن بسیار مفید است.
 
و خود آقای حداد گفت: چنان که روی نگین انگشتر عقیق زرد یا سرخ نوشته شود و انسان همراه داشته باشد خوب است.
 
همچنین سیدهاشم حداد عنوان می‌کرد: چنانچه در روی یک نگین انگشتر عقیق نوشته شود: «إِنَّهُ مِن سُلَیْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» و در روی دیگرش نوشته شود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» «وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمً» «کهیهص» حم-عسق» و در انگشتری نموده در دست شود خوب است.
 
و أیضاً حضرت آقای حاج سید هاشم حداد می‌گفت: مرحوم قاضی گفته‌اند:
 
«هرکس در مقابل دشمن انگشت‌های دست خود را به ترتیب یکی پس از دیگری ببندد و در مقابل بستن هر انگشت یک حرف از حروفات: «کهیعص» «حم-عسق» را بگوید به طوری که وقتی که همه را گفت: تمام انگشتان بسته شود و سپس در مقابل دشمن باز کند، شر دشمن از او دفع خواهد شد.»

 


 
دستورالعمل مرحوم قاضی برای رفع مشکلات دنیوی و اخروی 
 
حاج شیخ علامه انصاری لاهیجی نیز که از شاگردان مرحوم قاضی هستند،‌ می‌گفت:
 
روزی از ایشان پرسیدم که در مواقع اضطرار و گرفتاری چه در امور دنیوی و چه در امور اخروی، و در بن‌بست کارها به چه ذکر مشغول شوم تا گشایش یابم؟ در جواب فرمودند:
 
«پس از پنج مرتبه صلوات و آیةالکرسی، در دل خود (بدون آوردن به زبان) بسیار بگو: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی دِرْعِکَ الْحَصِینَةِ الَّتِی تَجْعَلُ فِیهَا مَنْ تَشاء» تا ان شاء الله گشایش یابد.
 
علامه انصاری فرمودند: من در مواقع گرفتاری‌های صعب و مشکلات لاینحل به این دستور عمل کردم و نتیجه‌های عجیب گرفتم.
 
«من کان هَمّه الله کفاه الله فی جمیع همومه»
 
و نیز گفتند: مرحوم قاضی می‌فرمود:
 
«در یک مسجد همیشه نماز نخوانید، به مساجد دیگر هم بروید و هر جا دیدید حالی پیدا نمی‌کنید مکان خود را تغییر دهید و از این مسجد به مسجد دیگر انتقال یابد! و خلاصه آنکه توقف در یک مکان بی‌مورد است و باید دائماً دنبال حال بود و از جایی به جای دیگر منتقل شد و هر جا حال بهتر بود آنجا را انتخاب کنید؛ اگر در مسجد کوفه نشد به مسجد سهله بروید و اگر در مسجد سهله پیدا نشد به مسجد کوفه بروید و ...».
 
«هیچ وقت نباید مأیوس شد و شخص نباید از دیرکرد نتیجه، دست از کار سیر و سلوک خود بردارد؛ زیرا ممکن است کسی به تدریج با ناخن خود زمین را بخراشد و سپس ناگهان به اندازه گردن شتر آب زلال و روان جاری شود».

 

برگرفته از سایت راسخون

کلام بزرگان : مهمانی

تا مى‏توانيد به مهمانى‏ها نرويد رفقا! اگر هم مى‏رويد، مقرراتى باشيد! با اين مهمانى رفتن‏ها كه نمى‏شود نماز شب بخوانى، داداش‏جون!

يكى از شرائط و مقدمات نمازشب‏خواندن اين است كه در روز خودت را خسته نكنى، معصيت نكنى، شب هم انبارشاه را كم پركنى. با خورشت قيمه و كباب و مرغ حتى خيال نماز شب را هم نكن، داداش‏جون! مگر شيطان صدايت بكند! وگرنه رحمان صدايت نخواهد كرد.

آيت الله حق شناس

کلام بزرگان : توصیه های عرفانی

اولين گام براي سير الي الله بيداري از خواب غفلت و قيام است . تا سالک بيدار نگردد سالک نيست وتا مسافر از خانه خارج نگردد و ازشهر خويش رخت برنبندد و ديوار هاي شهر مخفي نگردد مسافر نيست.


شرط سفر هجرت است و شرط هجرت بيداري. اما براي بيداري ابتداء انسان بايد نعمات حضرت حق را به ياد اورد و دائما مذکرگردد و سپس جنايات نفس خويش را متذکرشده بين جنايات خويش و نعمات الهيه مقايسه کد. اين مقايسه سبب مي گردد انسان دلش بيدار ونفسش متنبه و عقلش هشيار گردد. باشد از خواب برخيزد وارد به منزل دوم راه يعني توبه شود.

برخي گمان مي کنند اوليائ خدا و اهل معرفت صرفا با اذکار واورادي عجيب وغريب ودستور العمل هايي خاص طريق معنويت را طي کرده و واصل به کعبه مقصود شده اند. حال آنکه اگرکسي خودشاهد زندگي اين خاصان بوده باشد ميابد زندگي آنان نوعا بردوچيز استوار بود.


اول: خدمت به خالق که عبارت است از تقواي الهي و تشرع و رعايت حريم حرام وحلال و انجام واجبات و مستحبات.


دوم: خدمت به خلق که عبارت است ازگره گشايي ازمردم و خوشرويي وخوش گويي وخوش خلقي باعيال و خانواده ومردم. رعايت حق الناس و ملتزم بودن قرض الحسنه و دستگيري از مخلوق.


يکي از اولياء خدافرموده بودند من هرچه دارم ازگره گشايي ازخلق دارم.

 

فرق عارف و عامي اين است که عارف عالم خلقت را مي بيند وعامي عالم طبيعت را. عامي مي گويد باران باريد و جنگل روييد و گل به سبزه ارايش داد. اما عارف ميگويد خدا باران را بارانيد و جنگل را روياند و سبزه راه گل اراسته کرد. عامي مبدا را نمي بيند وعارف مبدا را مينگرد. ما عالم طبيعت نداريم عالم خلقت داريم. طبيعت گسست خلقت از خالق است و خلقت پيوند طبيعت با صانع.

کلام بزرگان : اهمیت گریه

آيت الله مجتهدي تهراني مي فرمايند:

گــريــه کـنـيـد! ديـده ايـد بـچـه هـا بــا گـريـه کـردن کـار خـود را پـيـش مي بـرنـد، تــا گــريـه مـيـکـنـنـد پـدرشـان راضـي مـيـشـود. درِ خــانـه خـدا هـم بـايـد گـريـه کـنـيـد.

گـر خـدا خـواهـد کـه غـفـاري کـنـد
مـيــل بــــنـــده جـانـبِ زاري کــنــد

هـمـيـن کـه مـيـل پـيـدا کـردي کـه گـريـه کـنـي و اشـکـي بـريـزي مـعـلـوم مـيـشـود کـه خـدا مـيـخـواهـد بـبـخـشـدت.

کلام بزرگان : نماز اول وقت

 

لقمان حکیم به فرزندش می گفت :

فرزند عزیزم ! مبادا خروس از تو هشیار تر و به اوقات نماز از تو مراقب تر باشد !

آیا نمی بینی که به هنگام هر نماز ، رسیدن وقت آن را اعلام می کند

و سحرگاهان به آوای بلند ندا سر می دهد در حالی که تو در خوابی؟!

کلام بزرگان : "حاج محمّد اسماعيل دولابي"

توصيه‌هاي مرحوم حاج اسماعيل دولابي براي زندگي مومنانه :

موت را که بپذيري ، همه ي غم و غصه ها مي رود و بي اثر مي شود. وقتي با حضرت عزرائيل رفيق شوي ، غصه هايت کم مي شود. آمادگي موت خوب است ، نه زود مردن. بعد از اين آمادگي ، عمر دنيا بسيار پرارزش خواهد بود. ذکر موت ، دنيا را در نظر کوچک مي کند و آخرت را بزرگ. حضرت امير عليه السلام فرمود: يک ساعت دنيا را به همه ي آخرت نمي دهم. آمادگي بايد داشت ، نه عجله براي مردن.

کلام بزرگان : "حاج محمّد اسماعيل دولابي"

هر وقت در زندگي‌ات گيري پيش آمد و راه بندان شد،

بدان خدا کرده است؛

زود برو با او خلوت کن و بگو

خدايا با من چه کار داشتي که راهم را بستي؟

هر کس گرفتار است ، در واقع گرفته ي يار است.

حاج محمّد اسماعيل دولابي

کلام بزرگان : دوران جوانی

کلامبزرگان : شیخ حسنعلی نخودکی

جواني نزد شيخ حسنعلي نخودکي اصفهاني آمد و گفت سه قفل در زندگي ام وجود دارد و سه کليد از شما مي خواهم.

قفل اول اينست که دوست دارم يک ازدواج سالم داشته باشم.

قفل دوم اينکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.

قفل سوم اينکه دوست دارم عاقبت بخير شوم.

شيخ نخودکي فرمود براي قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. براي قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و براي قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.

جوان عرض کرد: سه قفل با يک کليد؟؟!

شيخ نخودکي فرمود نماز اول وقت شاه کليد است!