داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ

بحار الانوار جلد 41 ص 196: آنچه در روایات آمده این است که روی مومنین در وادی السلام نجف و روح کفار در برهوت یمن جمع می باشد .

جوان یهودی در زمان خلافت دو ساله ابوبکر به مدینه می آید و می گوید : السلام علیک یا ابی بکر . اطرافیان به او می گویند مودب باش چرا او را خلیفه خطاب نکردید . ابوبکر می گوید او را رها کنید نمی دانسته است .ابوبکر می گوید حاجتت چیست ؟ می گوید پدرم فوت نموده است و اموال زیادی داشته که جای آن معلوم نیست اگر جای ان را معلوم کنید هم مسلمان می شود هم محبت تو در دلم می رود و عبد تو می شوم و هم آنچه یافتم یک سوم به شما و یک سوم به مسلمانان می دهم و یک سوم برای خودم بر می دارم . ابوبکر می گوید ای خبیث مگر جز خدا کسی از غیب خبر دارد؟ پسر یهودی از نزد ابوبکر می رود و به عمر می رسد ماجرا را برایش می گوید و عمر هم همین جواب را به او می دهد که غیر خدا کسی علم غیب ندارد .

 

یهودی خدمت امام امیر المومنین علی علیه السلام می رود حضرت در مسجد بودند یهودی سلام  می کند به حضرت هم همان پیشنهاد را می دهد . حضرت به او نامه ای می دهد و می گوید این برگه خالی را برهوت می بری کلاغ های سیاهی که نوک آنان سیاه است دم غروب این کلاغ ها آنجا قار قار می کنندپدرت را صدا بزن . بگو ای فلانی من فرستاده وصی محمد هستم . پدرت هر جوابی به تو داد بر روی این کاغذ بنویس بعد بر سرزمین خیبر برو انچه نوشتی را انجام بده و یهودی چنین می کند .پدرش را صدا می زند پدرش می گوید تو اینجا در محل جهنمی ها چه می کنید ؟ یهودی می گوید آمدم تا ببینم گنج هایت و اموالت کجاست پدرش می گوید فلان باغ داخل دیوار مخفی کردم دیوار را خراب کنید گنج ها را می یابی و وای به حال تو اگر گنج ها را یافتی مسلمان نشوی؟

 

یهودی از یمن به خیبر می رود و طبق آدرسی که پدرش داده بود می رود و اموال را می یابد و بعد آنها را می فروشد و مدینه می رود و شهادتین رابه زبان می آورد و شهادت می دهد که امام علی علیه السلام امیر المومنین است و  به حضرت  علی علیه السلام  می گوید این اموال را به هر طریقی خواستی خرج نمایید .

 

 

مرحوم ملا احمد اردبیلی که او را مقدس اردبیلی به جهت زهد و تقوای زیادش می گویندایشان به زیارت کربلا می رفت در یکی از این سفرها لباس مندرسی که می پوشید یکی از همسفران فکر کردند یکی از این گازورهاست ( رختشوی )

به او می گوید این لباس چرکها را بشوی و مقدس اردبیلی قبول می کند و لباس ها را می شو ید و تحویل زایر می دهد وقتی می فهمند زایر لباسهایش را به مقدس اردبیلی داده است تا برایش بشویید مقدس اردبیلی می گوید چرا نهیب می زنید حقوق برادران دینی به همدیگر خیلی بیشتر از این می باشد .

 

مقدس اردبیلی از دنیا می رود یکی از مجتهدین در خواب می بیند مقدس دارای لباس شیکی است . از حرم امام علی علیه السلام بیرون می آید و م یگوید چه باعث شد چهره ات نورانی باشد؟ مقدس اردبیلی گفتند : بازار عمل کساد است .هیچ عملی به ما نفع نبخشید غیر از ولایت و محبت و اطاعت از صاحب این قبر (‌امام علی علیه السلام)

 

در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس

بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است.

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ

علامه طباطبایی از آقا میرزا علی آقا قاضی طباطبایی نقل می کند  در نجف نزدیک  ما  دختری  افندی ( سنی های دولت عثمانی ) بودند که  مادرش فوت می کند و دختر جوان بی  تابی می کند و از جنازه جدا نمی شود و می گوید من باید کنار جنازه بمانم . اطرافیان تصمیم می گیرند قبر را کمی بزرگ تر درست کنند و دختر را کنار قبر بخوابانند و صبح فردا که آرام تر شد او را از قبر بیرون بیاورند . شب می روند صبح که بر می گردند تا روی قبر را بپوشانند و دختر را در بیاورند می بینند تمام موهای دختر سفید شده و ترس شدید تمام بدنش را فرا گرفته است .

علت را از دختر می  پرسند او می گوید شما که رفتید دو نفر با قیافه های وحشتناک و گرزهای اتشین داخل قبر آمدند شخص محترمی هم در بین انها بوده است .این دو  قیافه وحشتناک شروع به پرسیدن از عقاید مادرم کردند توحید و نبوت را مادرم جواب داد.وقتی پرسیدند امام تو کیست مادرم مضطرب شد . قبل اینکه مادرم جوابی بدهم ان مردی که در بین این دو قیافه وحشتناک بود گفت (لست لها بامام  : من اصلا ً امام این شخص نیستم )   چنان گرز بر سر مادرم زده شد  که اتش گرزها به آسمان کشیده می شد و من از ترس موهایم سفید شد و اینک از ترس به خود می لرزم .

با این واقعه تمام افندی های ان دختر شیعه می شوند و ان دختر هم جلوتر از آنان شیعه می شوند .

 

در قرآن هم آمده است :

فَكَیفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ یوْمًا یجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِیبًا

شما (نیز) اگر کافر شوید، چگونه خود را (از عذاب الهی) بر کنار می‌دارید؟! در آن روز که کودکان را پیر می‌کند . «المزمل/17»

 

 

عمر حاکم دوم قبل مرگ جایگاه خود را در برزخ دید شخصی را نزد امیر المومنین علی علیه السلام فرستاد و گفت مرا نجات بده . حضرت فرمودند مردم را جمع کن و بگو من خلافت را غصب کردم آنگاه وارد بهشت می شوی

عمرپتو بر سرش کشید و چند بار این جمله را تکرار کرد: " النار ولا العار  : اتش را به جان می خرم ولی خفت و خواری را نمی پذیرم" .

 

 

احمد بن عمر از امام صادق علیه السلام نقل می کند به حضرت گفتم برادرم در بغداد است می ترسم در آنجا بمیرد حضرت فرمودند نگران نباش هر کجای عالم  ،‌ چه شرق و چه غرب ، بمیرد خداوند روحش را در وادی السلام با ارواح مومنین محشور می نماید .

احمد می پرسد وادی السلام کجاست ؟ حضرت می فرمایند : پشت کوفه و من مومنین را می بینم که با هم حلقه حلقه زده اند و خوش می باشند .

 

 

در لعال الاخبار شیخ صدوق  ج 5 ص 4۹ : عبدالله کثیر می گوید همراه امام صادق علیه السلام از مدینه به مکه می رفتم در مسیر راه به منزلگاهی به نام  " عسفان "  رسیدیم که کوه سیاه رنگ زمخت وحشتناکی بود از انجا عبور کردیم به حضرت گفتم  این کوه خیلی وحشتناک است جریان چیست ؟‌

حضرت می فرماید این  کوه  " کَمَد " می باشد که دره ا ی از دره های دوزخ است زیر ان اب هایی از غسلین  (چرک الود ) و سدید (بدبو و گندیده ) و سوزاننده می باشد  کسانی که در قتل امام حسین علیه السلام شرکت داشتند در انجا عذاب می شود و اکنون نیز افرادی که عذاب می شوند را می بینم .

 

يتَجَرَّعُهُ وَلَا يكَادُ يسِيغُهُ وَيأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيتٍ وَمِنْ وَرَائِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ(الإبراهيم/17)

بزحمت جرعه جرعه آن را سرمي‌کشد؛ و هرگز حاضر نيست به ميل خود آن را بياشامد؛ و مرگ از هرجا به سراغ او مي‌آيد؛ ولي با اين همه نمي‌ميرد! و بدنبال آن، عذاب شديدي است!

 

امام کاظم علیه السلام   :  «من أتاه أخوه المؤمن فی حاجة فإنما هی رحمة من الله تبارک وتعالى ساقها إلیه، فإن قبل ذلک فقدوصله بولایتنا و هو موصول بولایة الله و إن ردّه عن حاجته و هو یقدر على قضائها سلّط الله علیه شجاعا من نار ینهشه فی قبره إلى یوم القیامة، مغفورا له أو معذبا، فإن عذره الطالب کان أسوء حالا:

هر کس برادر مؤمنش برای حاجتی پیش او می آید، این در حقیقت رحمتی است از جانب خدا که به او روی آورده است. پس اگر آن رحمت را قبول کرد، خود را به ولایت ما پیوند زده است و به ولایت خدا متّصل شده است. اگر آن مؤمن را رد کرد و حاجتش را برآورده نکرد در حالی که می تواند، خداوند در قبر ماری از آتش بر او مسلط می کند. اگرچه  بخشیده شده باشد یا جهنمی .و این شخص اوضاع فرد مومن را بدتر می کند اگر عذری بیاورد.»

الکافی، مرحوم کلینی، ج2، ص196.

 

 

اصبغ بن  نباته می گوید با حضرت امیر المومنین  علیه السلام  وارد صحرای نجف شدیم قدرکه از کوفه بیرون رفتیم حضرت بر روی زمین دراز کشیدند ما هم نشستیم قنبر به امیر المومنین  گفت اجازه بدهید فرشی پهن کنیم؟

حضرت فرمودند اینجا تربت مومن است و مزاحمت برای نشستن مومنان است(یعنی ما جای انها را تنگ کردیم)

اصبغ گفت تربت مومن را می دانیم ولی قضیه مزاحمت برای مجلس مومنین چیست؟ حضرت فرمودند اگر پرده ها برداشته شود ارواح مومنین را می بینید که اینجا حلقه حلقه نشسته با هم حرف میزنند اینجا روح مومنین است  ولی در برهوت روح هر کافری وجود دارد. بحار الانوار ج 27 ص 307

 

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ  : تجسم اعمال

ابو حمزه ثمالی از امام محمدباقر علیه السلام نقل می کند قاضی در بنی اسرائیل بر اساس حق بین بنی اسرائیل قضاوت می کرد در لحظات پایانی گفت غسلم بده و کفنم کن و روی مرا بپوشان .

زن طبق وصیت همسرش عمل می کند بعد لحظاتی روپوش کنار می زند با صحنه وحشتناکی روبرو می شود می بیند کرمی دماغ و بینی شوهرش را مثل قیچی پاره پاره می کند با دیدن این صحنه که اصلا هم از شوهر ش انتظار نداشت چون قاضی عادلی بود بلافاصله روپوش را می گذارد ولی موقع دفن مجدد که بینی را نگاه می کند می بیند بینی سالم است.

برایش سوال می شود چرا همسرش به این بلا دچار شده است شب همسرش را در خواب می بیند می گوید از دیدن این صحنه ترسناک شدید ؟ همسرش می گوید : بله

قاضی پرده از این سر بر می دارد . و می گوید زمانی که قضاوت می کردم دیدم برادرت با کسی برای دعوا و مرافعه آمده است و من در دلم خدا خدا می کردم حق با برادرت باشد که پس از بررسی دیدم حق با برادرت می باشد و در دلم خدا را شکر کردم که حق با برادر ت بود .

چون متمایل به برادرت شدم با اینکه حق با او بود خداوند مرا مجازات کرد.

 

 

گفتگویی بین جناب سلمان رحمه الله و مرده ای از قبرستان .

 

بحار الانوار جلد 22 ص 374 الی 380 :  سلمان روزهای آخر عمرش ، "‌ اصبغ بن نباته "‌ که از فرماندهان لشکر امام علی علیه السلام و شرطه الخمیس بودند دایما به نزد سلمان می رفت سلمان به اصبغ می گوید پیامبرصلوات الله  علیه  به من خبر داده است در اخر عمر من مرده ها با من سخن می گویند اگر ممکن است تختی آماده کنید مرا قبرستان ببرند و اصبغ چنین می کنند و سلمان را به قبرستان برده رو به قبله می گذارند . سلمان شروع به سلام دادن به مرده ها می کند :

سلام بر شما که گرفتار بلا شدید و سلام بر شما که از دنیا دور شدید جوابی نشنید . دوباره گفت سلام بر شما که زمین را برای شما پوششی قرار داد که ما نمی بینیم و سلام بر شما که آن کاری که در دنیا انجام کردید را دید ید . و سلام های دیگری می دهد .که یکی از شما جواب مرا بدهد من سلمان فارسی آزاد شده به دست پیامبر صلوات الله علیه هستم .

 

که دید مرده از از قبرستان به صدا در آمد که ظاهرا اصبغ و آن سه نفر دیگر که همراهش بودند شنیدند.مرده سلام می کند . ... ما صدای تو را می شنویم و دوست داریم جواب بدهیم بپرس هر آنچه بخواهید توضیح می دهم.

 

سلمان می پرسد از اهل بهشتی یا جهنم ؟

میت در پاسخ می گوید  من از کسانی ام که خداوند بر من منت گذاشته و اهل بهشت می باشم .

 

سلمان می گوید مرگ را برایم تعریف کن ؟ در آن هنگام چه دید ید؟

سکوت کن سلمان آرام باش .به خدا اگر با اره یا قیچی تکه تکه ام می کردند از سختی های مرگ آسان تر بوده است .من از کسانی هستم  که کار نیک می کردم به پدر و مادر احترام می کردم  ، قران می خواندم.  از حرام دوری می کردم ، ظلم نمی کردم  ،  دنبال روزی  حلال بودم ،‌ برای مصرف ان روزی  هم از خدا می ترسیدم که ناگهان بیمار شدم  .

دیدم شخصی قوی هیکل زشتی در برابرم ایستاد وقتی نگاهم کرد کور شد م .احساس کردم به گوشم اشاره کرد لال شدم در این حالت بودم صدای بستگانم را شنیدم که گریه می کردند . از آن شخصی که کر و کور و لالم کرد گفت کیستی  که اینقدر بر من مسلطی با اشاره ای کر و کور و لالم کردید ؟ آن شخص می گوید : من عزرائیل هستم.

احساس کردم به گوشم اشاره کرد لال شدم در این حالت بودم صدای بستگانم را شنیدم که گریه می کردند . از آن شخصی که کر و کور و لالم کرد گفت کیستی ؟ که اینقدر بر من مسلطی با اشاره ای کر و کور و لالم کردید ؟

آن شخص می گوید : من عزرائیل هستم امدم تو را به آخرت کوج بدهم مدت زندگیت تمام شد . در این فاصله دو نفر خوش قیافه یکی از راه راست و یکی از راه چپ آمد گفت نامه عملت را آوردیم بخونید .

مَا یلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ«18»
انسان هیچ سخنی را بر زبان نمی‌آورد مگر اینکه همان دم، فرشته‌ای مراقب و آماده برای انجام مأموریت (و ضبط آن) است!

خوبی ها را از رقیب گرفتم اما بدی های من دست عتید بود من ناراحت شدم و داد زدم . ان دو فرشته دلداریم دادند .گفتند نترس تو رستگار می شوی . در این اوضاع و احوال بودم که عزرائیل کاملا روحم را قبض نمود.

 

گربه محشرخطاب به قهر کنی // انبیاء را چه جای معذرت است ؟

پرده از روی لطفت بردار // اشقیا را امید مغفرت است .

 

عزرائیل رو به بستگان میت کرده می گوید چرا گریه می کنید ؟ ما (فرشتگان)و شما بنده یک خداییم فرمان بدهد ما اطاعت می کنیم . من وقتی روحش را گرفتم که خداوند فرمان داده است .او به سمت خدای بزرگ رفته است . شما هم صبر کنید که اگر بی تابی کنید گناه کردید من مرتب به سراغ شما می آیم .

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ

کسانی که از دنیا رفتند خیرات ما بدست انان می رسد و می فهمند که خیرات از سوی چه شخصی شده است :

 

مرحوم تهرانی در کتاب معد شناسی ج 1 ص 88 نقل اورده اند : روزی به وادی السلام برای فاتحه خوانی رفتند در انجا مرحوم شیخ اقا بزرگ تهرانی را دیدند و با او همراه شده و شروع به قدمزدند می نمایند و اقا بزرگ می گوید بچه بودیم در پا منار تهران زندگی می کردیم و جده پدری ام چند روزی بود که فوت نموده بود مادرم در حال درست کردن آلبالو پلوبود که فقیری از کوچه عبور نموده و تقاضای کمک می نماید مادرم یاد مادر شوهرش می افتد و می گوید چه خوب است خیراتی برای او داشته باشم و ظرف مناسبی نمی یابد که آلبالوپلو به او بدهد که چشمش به "‌تاس حمام " می افتد .مقداری از آلبالو پلو را داخل " تاس حمام " می ریزد به این فقیر می دهد .

پدر آقا بزرگ می خوابد نیمه شب همسرش ر ا از خواب بیدار می کند و می پرسد امروز چکار کردید؟

می گوید نمی دانم . پدر اقا بزرگ می گوید مادرم را در خواب دیدم می گوید از عروسم گلایه دارم غذارا در " تاس حمام " گذاشته به من داده است آبروی مرا نزد دوستان برزخی ام برده است . که مادر اقا بزرگ یاد خیراتش به فقیر می افتد.

 

علامه تهرانی از مرحوم اقا بزرگ نقل ی کند که هر احسانی که انسان انجام می دهد باید با کمال احترام و تجلیل به مستمند باشد .

 

در قران هم آمده است :  يسْأَلُونَكَ مَاذَا ينْفِقُونَ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيرٍ فَلِلْوَالِدَينِ وَالْأَقْرَبِينَ وَالْيتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ(البقرة/215)


از تو سؤال مي‌کنند چه چيز انفاق کنند؟ بگو: «هر خير و نيکي (و سرمايه سودمند مادي و معنوي) که انفاق مي‌کنيد، بايد براي پدر و مادر و نزديکان و يتيمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد.» و هر کار خيري که انجام دهيد، خداوند از آن آگاه است.( لازم نيست تظاهر کنيد، او مي‌داند).

 

از این داستان  تجسم اعمال هم فهمیده می شود که به همان صورتی که خیرات انجام شد میت آن را دریافت کرده است .

 

ارتباط اموات با جهان دنیا :

در کتاب اسد الغابه آمده است : از مبشر بن عبدالمنذر که از سربازان رشید اسلام بود و در جنگ بدر به شهادت رسیده است نقل شده است . وی چند روز قبل از جنگ احد به خواب پدرجابر بن عبدالله انصاری می آید .عبدالله دید در جایی مانند باغ و بستان است و مبشر بن عبدالمنذر انجا می باشد و عبدالله هم دوست داشت انجا باشد مبشر به او می گوید چند روز دیگر اینجا می آیی .

عبدالله می گوید مگر کجایی ؟ گفت بهشت هستم هر جا دلم بخواهد می روم .

عبدالله می گوید مگر در جنگ بدر کشته نشدید ؟ مبشر می گوید بله مردم اما دوباره زنده شدم ( حیات برزخی دارم) .

عبدالله خواب خود را برای پیامبر تعریف می کند پیامبر می فرماید این خواب شما به معنی شهادت است که بعد چند روز در جنگ احد شهید می شود.

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ

۱- عده ای محضر پیامبر صلوات الله می آیند قیس بن عاصم از پیامبر می خواهد او را موعظه کند چون ما در صحرا هستیم و همواره نیستیم که از مواعظ شما بهره مند شویم .

رسول خدا صلوات الله علیه فرمودند : ای قیس قطعا وقتی مرگ به سراغت آمد همدم و همنشینی با تو دفن می شود او زنده و تو مرده ای اگر او کریم و باشخصیت باشد تو را احترام می کند و اگر پست و فرو مایه باشد تو را به خودت   وامی گذاردو خداوند می فرماید من خودم شما را بر حذر می دارم من از مهربانی به شما می گویم که همنشین شما همنشین بدی نباشد .اگر صالح باشد با او انس می گیری و اگر فاسد باشد از هیچ چیزی وحشت نمی کنید جز او

بحار الانوار ج 77 ص 113

 

۲- عاقبت معاویه در عالم برزخ :

 امام صادق علیه السلام می فرمایند به همراه پدرم امام محمد باقر علیه السلا م از بیابانی به نام " عسفان " که نزدیک مکه است عبور می کردیم در حالی که سوار قاطری بودیم یک دفعه قاطر رم کرد دیدیم زنجیری را می کشند ان شخصی که زنجیر در گردنش است به پدرم عرض کرد به من آب بنوشانید و شخصی که زنجیر می کشید به پدرم می گفت به این مرد اب ندهید خدا به او آب نرسانده است .

ان وقت امام صادق علیه السالم از پدرش می پرسد این مرد کیست حضرت می فرمایند این معاویه است که در عالم برزخ عذاب می شود .

بحار الانوار ج 6 ص 48

 

۳- عاقبت ابن زیاد   :‌

مختار در حال غذا خوردن بود که سرهای بریده دشمنان را می بیند و می گوید خدا را شکر که سر نحس ابن زیاد را هنگام غذا خوردن اورد به تلافی ان زمانی که سر امام حسین علیه السلام را موقع غذا خوردن برای یزید بردند مختار دید مار سفیدی از سرش وارد سوراخ های بینی شده و خارج شده و مجدد وارد سر و سوراخ های بینی شده و خارج می شود

بعد غذا مختار نعلینش را بر سر ابن زیاد می زند و بعد دستور می دهند کفش را بشویند بعد دستور می دهد سرهای را برای محمد بن حنفیه ببرند و او هم سر را برای امام سجاد علیه السلام می برند در حالی که او غذا می خورد و ایشان می فرمایند سر پدرم را زمانی نزد ابن زیاد بردند که غذا می خورد و من دعا کردم نبینم تا سرشان را به هنگام غذا خوردن ببینم خدا را شکر که چنین شد

شیخ عباس قمی در خصوص فلسفه این مار که وارد سر وس وراخ های بینی شده و از گوش خارج می شد می فرماید تماشاچیان که این ما را می دیدند می گفتند مار آمد مار امد شاید تجسم عمل ابن زیاد ملعون باشد که با چوب به لب و دندان حضرت امام حسین علیه السلام می زدند

منتهی الامال شیخ عباس قمی ج 1 ص299

 

۴-   انسان گاهی اوقات به جهت صحیح امر به معروف و نهی از منکر نکردن و یا سکوت نمودن و همرنگ جماعت شدن گرفتار عذاب می شوند

حضرت عیسی مسیح روزی با حواریون از خیابان عبور می کرد به ابادی که ویران شده بود رسیدند و اهل ان روستا و پرنده و حیواناتش یکجا مرده بودند حضرت عیسی به حواریون فرمودند اینها بر اثر عذاب عمومی هلاک شدند.

حواریون گفتند ای روح الله از خدا بخواه اینها ر ا زنده کند تا به ما بگویند چه بلایی و به چه علت بر سرشان آمده است تا ما خود را از این بلا دور کنیم .

حضرت عیسی از خداوند عزو وجل خواست که اینها رازنده کند از اسمان ندا امد اینها ر ا صدا بزند حضرت بر روی تپه ای رفت گفت ای مردم این روستا یک نفر پاسخ داد یا روح الله حضرت گفتند وای بر شما کارهای شما چه بود که گرفتار عذاب شدید

ان شخص گفت ما 4 کار کردیم : 1- طاغوت پرست بودیم می دانستیم حاکمی ظالم است از او اطاعت می کردیم

2- دنیا پرست بودیم

3- آروزهای دور و دراز داشتیم

4- در سرگرمی و باز ی های دنیا غافل بودیم .

 

پیامبر صلوات الله فرمود سه چیز وقتی انسان پیر می شود جوان می شود : 1- حرص 2- طمع 3- اروزی دور و دراز

 

حضرت عیسی علیه السلام  از او می پرسد دوستی دنیا شما چگونه بود؟ می گوید مانند علاقه مادر به بچه اش .وقتی مادر به بچه رو می کند چقدر خوشحال می شود دنیا اگر به ما رو می کرد خوشحال میشدیم و اگر به ما پشت می کرد و چیزی از دست می دادیم ناراحت می شدیم.

 

حضرت عیسی می گوید طاغوت را چگونه پرستش می کردید ؟ ان شخص می گوید گناه کارانمان را پیروی می کردیم .

 

حضرت عیسی از او می پرسد اتفاقی که برای شما افتاد چه بود؟ می گوید شب در عافیت بودیم صبح خودمان را در " هاویه :گودال تاریک " دیدیم. ان شخص گفت رشته کوههایی هستند از اتش که ما در وسط این رشته کوههای اتشیم

ان شخص گفت ما به انها گفتیم توبه می کنیم بر می گردیم اما انها به ما گفتند دروغ می گویید .

حضرت عیسی گفت چرا بقیه غیر تو جواب مرا ندادند؟  گفت ای روح خدا همه انها دهانه اتشی بر دهانشان است گرفتارند من در آن اتش هستم اما دهانه بر من نیست چون خودم گناه نمی کردم اما چون امر به معروف نمی کردم عذاب مرا گرفت من به تار مویی در عالم برزخ اویزانم نمی دانم در ان می افتم یا نجات می یابم

بعدحضرت عیسی به حواریون می گوید : اولیائ الله خوردن نان خشک با نمک زبر و خوابیدن بر روی مزابل خیلی بهتر است اگر با ان عافیت طلب باشی.

( در اصول کافی ج 2 ص 318 )

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ : ابعاد ناشناخته عالم برزخ

بعد جنگ جمل امیر المومنین در بین کشته های جنگ قدم زدند چشمش به جنازه " کعب بن سوره " افتاد او کسی بود که مردم را در بصره تحریک کرد بر امیر المومنین علیه السلام بجنگند و قران را به گردنش انداخته بود و با بستگانش در صف دشمن در مقابل امام علی علیه السلام جنگید و به درک واصل شد.

 

امیر المومنین علیه السلام دستور داد " کعب بن سوره " را بنشانند وقتی کعب را نشاندند حضرت خطاب به کعب فرمودند آنچه پروردگارم به من وعده داده بود به حق به آن رسیدم تو هم به آنچه خدا به تو وعده داده است به حق رسیدید ؟ بعد فرمودند جنازه کعب را بخوابانند بعد حضرت از آنجا عبور کرد تا به جنازه " طلحه " رسیدحضرت فرمودند او را بنشانید و اصحاب چنین کردند و خطاب به طلحه هم همان حرفها را تکرار کرد و بعد فرمودند بخوابانید .

 

یکی از افرادی که در لشکر امیر المومنین علیه السلام جنگیده بود به حضرت اعتراض کرد به دو کشته ای که نمی شنوند چه گفته اید ؟ حضرت فرمودند:  سوگند به خدا انان سخنان مرا شنیدند چنان که کشته شدگان در چاه بدر سخنان رسول خدا صلوات الله علیه را شنیدند همچنان که خدا انچه به عمر گفت ساکت شو اینها سخنان مرا شنیدند همچنان که تو شنیدید و تو از انها شنواتر نیستید هم هم به تو می گویم ساکت شو.

 

بعضی دیدند که اعمال ما بعد مرگ تجسم پیدا می کند در قرآن هم است شخص کافر دوست دارد بین او و عمل بدش فاصله بین شرق و غرب باشد :

يوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَينَهَا وَبَينَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ(آل عمران/30)

روزي که هر کس، آنچه را از کار نيک انجام داده، حاضر مي‌بيند؛ و آرزو مي‌کند ميان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زماني زيادي باشد. خداوند شما را از (نافرماني) خودش، برحذر مي‌دارد؛ و (در عين حال،) خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است.»


حَتَّى إِذَا جَاءَنَا قَالَ يا لَيتَ بَينِي وَبَينَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَينِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ(الزخرف/38)

تا زماني که (در قيامت) نزد ما حاضر شود مي‌گويد: اي کاش ميان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود؛ چه بد همنشيني بودي!

 

 بعضی چیزها که جز عذاب قبر است با بعضی اعمال خوب از بین می رود .

کسی که فرزند خوب و صالحی را تحویل جامعه بدهد اولین کسی که سودش را ببرد خودش می باشد .

در امالی شیخ صدوق ص 306 از رسول خدا صلوات الله علیه : حضرت عیسی از کنار قبری عبور کرد وب ا چشم برزخیش دید صاحب قبر کافر بوده است و عذاب می بیند سال بعد از ان قبرستان و کنار ان قبر عبور کرد این دفعه با همان چشم برزخی دید صاحب قبر عذابی ندارد عرض کرد پروردگارا سال قبل صاحب این قبرعذاب می کشیدچرا امسال عذاب نمی شود .خطاب رسید یا روح الله صاحب این قبر بچه نیکوکاری دارد که به حد بلوغ رسیده است و راهی را اصلاح کرد و یتیمی را پناه داد بخاطر این دو کارش ما صاحب قبر را بخشیدیم .

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ : قبر برزخی

قبر برزخی

در  ثواب الاعمال شیخ صدوق و بحار الانوار ج 6 ص 222 از امام صادق علیه السلام آمده است  یکی از علمای خوب یهود که معروف به " احبار " بودند از دنیا می رود در عالم قبر در عالم قبر فرشته ها او را می نشانند و به او می گویند باید صد شلاق بخوری .می گوید طاقت ندارم .می گویند خوب 99 ضربه . دایما کم می کند تا به یک ضربه شلاق می رسد و در خصوص علت شلاق خوردن می گویند یک روز نماز را بدون وضو خواندی نصف شلاق برای این است و نصف دیگر هم برای این است به مظلومی ظلم می کردند شما یاریش نکردید .و با همین شلاق قبرش پر آتش می شود .

 

در روایت داریم شخصی حساب کتاب می شود می بیند قطره خونی از مظلومی بر روی لباسش می افتد می پرسد این چیست ؟ می گویند شما در قتل او شریک هستید چون رضایت به قتل او داشتید .

 

چشم برزخی :

 افرادی هستند که در این دنیا دارای چشم برزخی می باشند چشم برزخی یعنی دیدن چیزهایی که در برزخ اتفاق می افتد . تمثلی از آنان است و ممکن است در برزخ دقیقا به همان صورت نباشد یا برای اتمام حجت یا نعمتی است .

مرحوم سید محمد حسین تهرانی می گوید در عراق  دوستی داشتم به نام دکتر احسان . ایشان در زمستان که هوا خنک می شد در کربلا مطبی داشت .او  شخصی بود که اهل مادیات نبود و حالت باطنی باصفایی داشته است . از فقیران ویزیت نمی گرفته و پول برای درمانم هم می داده است او می گوید یک روز که می خواستم به کاظمین مشرف بشوم دیدم جنازه ای را در کنار شط فرات اورده اند تا به حرم ببرند من که می خواستم وارد حرم بشوم با آنان پیاده حرکت کردم وقتی کمی حرکت کرم دیدم بالای جنازه سگ سیاه وحشتناکی نشسته است .تعجب کردم چرا این سگ را پایین نمی اندازند به اطرافیان گفتم بالای تابوت چیست ؟ گفتند پارچه ای است چیز دیگری نیست .که من انجا فهمیدم صورت ملکوتی انسان فاجری است که میخواهند طواف بدهند . وقتی می خواستند از درب حرم وارد صحن بشوند از تابوت پایین پرید و دورتر از حرم ایستاد . وقتی آنها جنازه را طواف دادند برگشتند دیدم سگ سیاه دوباره بر روی تابوت پرید .

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ

امام علی علیه السلام در خطبه ۲۰ نهج البلاغه می فرمایند :

فَإِنَّكُمْ لَوْ عَايَنْتُمْ مَا قَدْ عَايَنَ مَنْ مَاتَ مِنْكُمْ لَجَزِعْتُمْ وَوَهِلْتُمْ وَسَمِعْتُمْ وَأَطَعْتُمْ، وَلكِنْ مَحْجُوبٌ عَنْكُمْ مَا عَايَنُوا، وَقَرِيبٌ مَا يُطْرَحُ الحِجَابُ! وَلَقَدْ بُصِّرْتُمْ إِنْ أَبْصَرْتُمْ، وَأُسْمِعْتُمْ إِنْ سَمِعْتُمْ، وَهُدِيتُمْ إِنِ اهْتَدَيْتُمْ، وَبِحَقٍّ أَقَولُ لَكُمْ: لَقَدْ جَاهَرَتْكُمُ العِبَرُ وَزُجِرْتُمْ بِمَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ، وَمَا يُبَلِّغُ عَنِ اللهِ بَعْدَ رُسُلِ السَّماءِإِلاَّ البَشَرُ.

 

اگر آنچه مردگان پس از مرگ مشاهده كرده‏اند،شما هم مى‏ديديد،وحشت مى-كرديد و مى‏ترسيديد،(و سخنان حق را)مى‏شنيديد و اطاعت مى‏كرديد،ولى آنچه آنهاديدند از شما مستور است،اما بزودى پرده‏ها كنار مى‏رود(و شما نيز مشاهده خواهيد كرد)وسائل بينائى شما فراهم است اگر چشم بگشائيد و به بينيد،و سخنان حق را درگوش شما گفته‏اند،اگر بشنويد،و هدايت‏شده‏ايد اگر هدايت را بپذيريد.

به راستى به شما مى‏گويم،مطالب عبرت آميز را آشكارا ديده و از آنچه حرام‏است نهى شده‏ايد، و هيچ كس بعد از فرستادگان آسمانى(فرشتگان)جز بشر عهده‏دار تبليغ‏از طرف پروردگار نخواهد بود.

 

در تفسیر کشاف زمخشری ج 4 ص 220 : هر کس با محبت آل محمد بمیرد شهید از دنیا رفته است .

در روایت دیگری در بحار الانوار ص 83 ج ... امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند :هیچ مومن و کافری نیست که از دنیا بره مگر اینکه اعمالش رو می دهند خدمت اقا امیر المومنین علیه السلام

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ

شفاعت به طور کلی وجود ندارد .

 

رسول خدا صلوات الله علیه فرمودند : وقتی یکی از شما از دنیا می رود چه صبح باشد چه شب همان موقع ، اگر اهل بهشت باشد وارد بهشت می شود و گفته می شود این جایگاه توست وقتی خداوند تو را روز قیامت مبعوث می کند . یعنی بهشتی یا جهنمی باشد از همان جا مشخص می شود و استثنایی دارد برای افرادی که برای پاک شدن وارد برزخ جهنم می شوند و بعد انکه پاک شدند به دلیل وجود ایمانی که داشتند ولو ناچیز مورد شفاعت قرار گرفته و وارد بهشت می شوند . (  تفسیر مجمع البیان ج 6 ص ۵۶۰)

 

کسی از امام حسن مجتبی علیه السلام پرسید مرگ چیست ؟ حضرت فرمودند : مرگ برای مومنین بهترین شادی است . از خانه پر زحمت به سوی خانه ابدی نقل و مکان می کند و بدترین عذاب برای کافرین مرگ است . زیرا ؛ وقتی می میرند از سمت امکانات خود به سوی اتشی که از بین نمی رود رهسپار می شوند . (بحار الانوار ج 6 ص ۱۵۲)

 

امام صادق علیه السلام در کتاب فروع کافی جلد 3 :  قبر هر روز این سخن را می گوید من خانه غربت و تنهایی ام من خانه وحشتم . من خانه کرمها هستم . من قبر هستم . من یا باغی از باغ های بهشتم یا حفره ای از گودالهای اتش هستم .

 

امام صادق علیه السلام : وقتی شخصی از دنیا می رود و او را داخل قبر می گذارند شخصی در برابر او مجسم می شود و ان شخص به مرده می گوید ما سه رفیق بودیم یکی رزق و روزی ات بوده است که با مرگ تو خاتمه یافته است و دیگری زن و بچه ات بودند که اینها هم تو را رها کردند و رفیق سوم هم من - عمل - تو می باشم .

 

رسول خدا صلوات الله علیه از کنار قبری گذشتند دیدند عده ای کنار قبر نشسته و گریه می کنند . حضرت فرمودند : نه تنها گریه وز اری هایتان اگر همه دنیارا به این صاحب قبر بدهید بهتر از دو رکعت نمازی نیست که برایش هدیه می کنید .

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ : سوال قبر

یکی از مسایل انکار ناپذیر در برزخ مساله سوال نکیر ومنکر است .

 امام صادق علیه السلام : هر کس سه چیز را انکار کند از شیعیان ما نیست : 1- معراج 2- سوال و جواب در قبر 3- شفاعت .

 

امام صادق علیه السلام فرمودند : و اما در قیامت همه شما شیعیان در بهشتید به شفاعت پیامبر صلوا ت الله علیه که خداوند فرمود اینقدر شفاعت می کنیم تا خود بگویی که راضی شدم (ولسوف یعطیک ربک فترضی)یا به شفاعت اوصیا و ائمه پیامبر ولی به خدا قسم از برزختان می رسم ( در برزخ شفاعت نیست) وقتی که امور ( روز قیامت ) دست ما قرار گرفت ما  هوای شما را داریم  .

 

از روایات استفاده می شود شفاعت عامی در برزخ نیست اما لطف های خاصی موردی در برزخ وجود دارد که ان هم بسته به اعمال شخص در دنیاست .

10/3/92

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ -ارتباط زندگان با مردگان

ارتباط زندگان با مردگان در برزخ :

مرحوم شیخ محمد تقی املی نقل می کند در نجف  درس می خواندم می دیدم میرزا علی قاضی طبا طبایی در قبرستان وادی السلام دو سه ساعت می نشیند . با خود می گفتم کارهای لازم تری هم هست  تا این که انسان دو سه ساعت در وادی السلام بنشیند این اشکال در دلم ماند و به کسی نگفتم .بعد مدتی که در نجف بودم تصمیم گرفتم از نجف به ایران برگردم بارم را بستم ولی در اینکه این سفر مصلحت دارد یا نه تردید داشتم این نیت هم در دلم بود و کسی از آن خبر نداشت این هم گذشت.

یک شب هم می خواستم بخوابم هوا سر بود کرسی گذاشته بود م و بالای ان قران می خواندم وقتی دراز کشیدم گفتم نمی دونم این بی احترامی به قرآن است یا نه ؟بعد با خودم گفتم بالای پای من است بی احترامی نیست و خوابیدم صبح ان شب نزد اقای قاضی رفتم .سلام کردم بعد اینکه جواب سلامم داد گفت صلاح نیست به ایران بروید و پا دراز کردن به سمت قران ولو بالای کرسی باشد بی احترامی محسوب می شود .تعجب کردم به استادم گفتم شما از کجا فهمیدید که چنین چیزی برای من اتفاق افتاده است .لبخندی زدند و گفتند از وای السلام فهمیدم.

 

 

برزخ و تکمیل نواقص مومنین :

 امام کاظم علیه السلام می فرمایند : کسی از دوستان و شیعیان ما بمیرد و قرآن را بلد نباشد بخواند خداوند متعال به او در قبر می اموزد تا ترفیع درجه پیدا کند درجات بهشت باندازه درجات آیات قران هستند و به او گفته می شود قران را بخوان و ترقی کن.  وقتی او هم قرآن را آموخت در قیامت قران می خواند و ترقی می کند .

یکی از فلسفه وجودی برزخ این است که کمبودهایی را از مومنین جبران می کند .

بحث معرفتی است نه عمل صالح .زیرا انسان انجا نمی تواند عمل صالح انجام دهد.

 

رسول خدا صلوات الله علیه می فرمایند : اطفال شیعیان ما را حضرت فاطمه سلام الله علیها در برزخ انان را تربیت می نماید . ( بحارالانوار ج 6،‌ص ۲۲۳)

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ - ابعاد ناشناخته برزخ

در محجه البیضا ج 8 ص 291 از رسول اکرم صلوات الله علیه روایت شده است : هدایایی که زنده ها برای مردگان می فرستند دعا واستغفار است .

 

در کتاب الدین فی القصص ج 2 ص 63 آمده است حاکمی از خراسان از دنیا رفت پسرش او را در عالم خواب دید و گفت ای امیر . پدرش گفت به من نگو امیر که امارتی ندارم . به من بگو ای اسیر .پسرم هر وقت غذایی خوردید به ما هم غذایی برسون .پس از اینکه غذا خوردی ته مانده غذا را به نیت ما برای سگ و گربه بینداز .

 

ارتباط در خصوص بین انسان ها و ارواح :

در فروع کافی ج 3 ص 243 راوی به نام "‌ حبه عُرنی " که از اصحاب مخصوص امام علی علیه السلام آورده است   :  پشت کوفه ( نجف فعلی ) با حضرت می روند حضرت علی علیه السلام در وادی السلام می ایستد حبه عرنی می گوید من احساس کردم حضرت با عده ای صحبت می کند ولی من متوجه حرف ها نمی شوم . اینقدر صحبت کردن طول کشید من خسته شدم نشستم . از نشستن هم خسته شدم دوباره بلند شدم .خسته شدم نشستم و باز بلند شدم تحملم طاق شد گفت یا امیر المومنین دلم به حال شما می سوزد کمی به خود استراحت دهید وعبایم را روز زمین پهن کردم گفتم رویش بنشینید حضرت علی علیه السلام فرمودند اینکه من ایستادم انس با مومنین بوده است . حبه عرن یمی پرسد مگر مرده ها هم حرف می زنن و با انسان انس می گیرند حضرت فرمودند بله اگر پرده از چشمت کنار رود می بینی که اینان با هم نشسته و انس دارند .

حبه عرنی می گوید انها ارواح هستند یا اجسام هستند ؟ حضرت می فرمایند : ارواح هستند و هیچ مومنی در زمین از بین نمی رود مگر اینکه روحش را به وادی السلام می برند.و جهنمیان هم روحشان در برهوت (کشوری در یمن ) می باشد .وادی السلام  سرزمینی از زمین های بهشت است .

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ  :ابعاد ناشناخته عالم پس از مرگ

در قیامت در مرحله اول اعمال آدمی به درد وی می خورد و بعد شفاعت . چنانچه فرد عمل صالحی نداشته باشد شفاعت هم به درد وی نمی خورد .

 

امام علی علیه السلام می فرمایند : هر انسانی سه دوست دارد 1- رفیقی که تا دم مرگ با ماست و بعد ازمرگ از انسان جدا می شود. که ان اموال ادمی است 2- رفیقی که تا کنار قبر با ماست که شامل اولاد و همسر است .3- رفیقی که دایمی است و بعد مرگ همراه ادمی هستند که " اعمال " است .

 

اگر اعمال ادمی بد باشد  خواهد گفت :

حَتَّى إِذَا جَاءَنَا قَالَ يا لَيتَ بَينِي وَبَينَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَينِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ(الزخرف/38)
تا زماني که (در قيامت) نزد ما حاضر شود مي‌گويد: اي کاش ميان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود؛ چه بد همنشيني بودي!


 

کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من : خودمان باید فکر به حال خود کنیم و اعمال خود را بسازیم به امید اموال و فرزندان نباشید .

 

رسول خدا صلوات الله فرمودند : هفت چیز است که ثواب و پاداشش بعد مرگ ادمی برایش نوشته می شود : 1- درختی که کاشته باشید مردم از میوه اش بهره برند 2- چاهی که حفر شود و مردم از آبش بهره برند . 3- نهری که برای جریان آب کنده است .  4- مسجدی که برای عبادت بنا می شود . 5- قرآنی که نوشته شده باشد 6- علمی بجا گذاشته باشد .7- فرزند صالحی که شخص بجا گذاشته است و برای والدین طلب مغفرت نماید . (مجموعه ورام ج ۹)

 

رسول خداصلوات الله علیه فرمودند : "‌ اگر کسی بدعتی بگذارو به آن عمل شود بدعت گذار مانند فاعلین مجازات می شود بدون اینکه از مجازات فاعلین کم شود " .

 

اهدا کردن ثواب برای میت ،‌ ثوابش به او بر می گردد. در روایت داریم برای کسی که مرده است حج بجا بیاورید .

 

معاویه بن وهب از امام صادق علیه السلام سوال می کند بعد از مرگ چه چیزی عاید میت می شود ؟ حضرت فرمودند : حجی که برایش بجا اورده می شود و صدقه و روزه ای که  از طرفش انجام  می شود .

 امام رضا علیه السلام  :  هیچ مومنی نیست  که  مومنی را زیارت کند و هفت بار سوره قدر را بخواند  مگر اینکه خدا او و صاحب قبر رابیامرزد.

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ  : ارتباط ارواح برزخی با دنیا

در «أمالی‌» شیخ‌ طوسی‌ با سند متّصل‌ خود روایت‌ می كند از عبدالله‌ بن‌ سلیمان‌ از حضرت‌ امام‌ محمّد باقر علیه‌ السّلام‌:

"قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ زِیَارَةِ الْقُبُورِ.قَالَ: إذَا كَانَ یَوْمُ الْجُمُعَةِ فَزُرْهُمْ، فَإنَّهُ مَنْ كَانَ مِنْهُمْ فِی‌ ضَیْقٍ وُسِّعَ عَلَیْهِ مَا بَیْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إلَی‌ طُلُوعِ الشَّمْسِ ؛ یَعْلَمُونَ بِمَنْ أَتَاهُمْ فِی‌ كُلِّ یَوْمٍ، فَإذَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ كَانُوا سُدًی‌.قُلْتُ: فَیَعْلَمُونَ بِمَنْ أَتَاهُمْ فَیَفْرَحُونَ بِهِ؟قَالَ: نَعَمْ، وَ یَسْتَوْحِشُونَ لَهُ إذَا انْصَرَفَ عَنْهُمْ."(بحار الانوار ،ج‌ 6، ص‌ 256)

 

«می گوید: از حضرت‌ باقر علیه‌ السّلام‌ درباره زیارت‌ اهل‌ قبور پرسش‌ كردم‌.فرمود: چون‌ روز جمعه‌ باشد آنانرا زیارت‌ كن‌ ؛ چون‌ هر كس‌ از آنان‌ در ضیق‌ و تنگی‌ باشد در بین‌ طلوع‌ صبح‌ صادق‌ و طلوع‌ آفتاب‌ گشایش‌ می‌یابد، و لذا در این‌ موقع‌ در هر روز، از كسی‌ كه‌ به‌ زیارت‌ او رفته‌ باشد، علم‌ و اطّلاع‌ پیدا می كند، ولیكن‌ چون‌ آفتاب‌ طلوع‌ كند آنها رها می شوند و دیگر قادر بر جهت‌گیری‌ در امور دنیا و زیارت‌ اهل‌ خود نیستند.عرض‌ كردم‌: آیا آنها از افرادی‌ كه‌ به‌ زیارت‌ قبور آنها می روند علم‌ پیدا می‌كنند و خوشحال‌ می شوند؟ فرمود: آری‌، و نیز از بازگشت‌ زائرین‌ از قبور به‌ محلّهای‌ خود وحشت‌ می‌كنند

 

 

یکی از علما می گفتند بین الطلو عین هم صدای افراد را می شنود هم میت با افراد درد و دل میکند اگر چه اینها نمی شوند اما بعد طلوع خورشید اموات صدای افرادی که با آنان نجوا می کنند نمی شنوند.

 

بین الطلوعین روز جمعه به طور متعلق چه برای افراد گرفتار که عذاب میکشند چه برای مومنین بهترین وقت برای ملاقات است .

 

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: «زُرِ القُبُورَ تُذَكّرُ بِهَا الآخرِةَ»( -نهج الفصاحة،ص510 ) ؛ به قبرستان زیارت اهل قبور بروید تا یاد آخرت در شما زنده شود.

 

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: «مَنْ‏ زَارَ قَبْرَ أَبَوَیْهِ‏ أَوْ أَحَدِهِمَا فِی كُلِّ جُمُعَةٍ غُفِرَ لَهُ وَ كُتِبَ بَرّا » (نهج الفصاح، ج86،ص359 ) ؛ كسى كه در هر جمعه به زیارت قبر پدر و مادرش یا یكى از آنان برود، هم گناهش بخشیده مى‏شود و هم نزد خداوند فرزند نیكوكار به حساب مى‏آید.

 

 

فروع کافی کلینی - ج 3 ص 260 : پیامبر صلوات الله علیه فرمودند :  به زیارت اهل قبور بروید زیرا؛ تا وقتی که انجا هستید و با آنان ارتباط دارید‌خوشحال می شوند .حضرت فرمودند ( اگر می خواهید گرفتاری شما برطرف شود یا از پدر و مادر خود در زمان حیاتشان بخواهید شمارا دعا کنند یا اگر فوت کرده اند ) وقتی بر سر قبر رفتید حاجت خود را از آنان بخواه.

 

ارواح برزخی با دنیا ارتباط تنگاتنگی دارند و از اعمالی که در دنیا به نیت انان داده می شود بهره می گیرند و کار خیری که برای انها انجام می شود بلافاصله به انان می رسد .

 

آیا برزخیان از اعمالی که در دنیا انجام دادند بهره مند می شوند؟

 امام صادق علیه اسلام می فرمایند وقتی جنازه مومن را در قبر می گذارند نماز سمت راست می رود و زکات سمت چپ قرار می گیرد و کارهای خوبی که انجام داده است بالای سرش سایه می شود و صبر و استقامتی که در بلاها و مصیبت های وارده نموده است کمی دورتر قرار می گیرد و صبر به نماز و زکات و کارهای خوب می گوید حواستان به این رفیق شما باشد اگر حریف نکیر و منکر نشدید من حواسم است خبرم کنید ردیفش می کنم ( صبرو استقامت توشه میت می شود ).

 

ابوبصیر روایتی نقل میکند وقتی جنازه مومن را در قبر می گذارند شش صورت زیبا با او وارد قبر می شود یکی سمت راست یکی چپ یکی تو روبرویش یکی پشت سر یکی جلوی پایش و یکی بالای سرش . ان 5 نفر خود را معرفی میکنند من سمت راستی نمازشم و سمت چپی می گوید من زکاتم روبرویی می گوید من روزه ام و پشت سری می گوید من حج (عمره یا تمتع ) هستم و جلوی پایی می گوید من کارهای خوبش هستم .بعد به ششمی می گویند شما کیستید او می گوید من ولایت محمد و ال محمد هستم که این میت به حضرت رسول و آلش داشه است .

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ - ابعاد ناشناخته برزخ

از ویژگی های عالم برزخ این است وقتی که واقعیت ها را می بیند پشیمان می شود ولی پشیمانی فایده ای ندارد.
حتی ان شخصی که مومن است هم غبطه می خورد که کاش کار نیک بیشتری انجام می داده است .

 

حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ(المؤمنون/99)
(آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مي‌دهند) تا زماني که مرگ يکي از آنان فرارسد، مي‌گويد: «پروردگار من! مرا بازگردانيد!


لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يوْمِ يبْعَثُونَ(المؤمنون/100)
شايد در آنچه ترک کردم (و کوتاهي نمودم) عمل صالحي انجام دهم!» (ولي به او مي‌گويند: ) چنين نيست! اين سخني است که او به زبان مي‌گويد (و اگر بازگردد، کارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخي است تا روزي که برانگيخته شوند!

 

 

به قبرستان گذرکردم کم و ....بیش بدیدم حال دولتمند و درویش

نه درویش بی کفن در خاک رفته.... نه دولتمند برده یک کفن بیش

 

 

از نظر علمی و قبل از ان از نظر دینی ثابت شده است وقتی انسان از دنیا می رود ارواح اموات گهگاهی با جهان ارتباط پیدا می کند.از مجموع روایات هم استفاده می شود ارواح انسان ها بعد از مرگ از این دنیا بی خبر نیستند .

 

امام صادق(علی السلام) فرموند: إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَزُورُ أَهْلَهُ فَيَرَى مَا يُحِبُّ وَ يُسْتَرُ عَنْهُ مَا يَكْرَهُ وَ إِنَّ الْكَافِرَ لَيَزُورُ أَهْلَهُ فَيَرَى مَا يَكْرَهُ وَ يُسْتَرُ عَنْهُ مَا يُحِبُّ قَالَ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَزُورُ كُلَّ جُمُعَةٍ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَزُورُ عَلَى قَدْرِ عَمَلِهِ . (الکافی،ج3،ص230؛ بحارالانوار،ج6،ص256.)

روح مؤمن أهل خود را ديدار می كند و آنچه خوش آیند او باشد می بيند و آنچه خوش آیند او نیست از او نهان داشته می شود، و كافر زیارت می کند اهل خود را و آنچه خوش آیند او نیست می بيند و آنچه خوش آیند او است از او نهان داشته می شود ؛ سپس فرمود: برخی از آنها اهل خود را زیارت می کنند روز جمعه و برخی نیز زیارت می کنند به اندازه عمل خویش.

 

 

قال : ما من مومن و لاكفر الا و هو ياتى اهله عند زوال الشمس ، فاذا راى المومن اهله يعملون بالصالحات حمد الله على ذلك ، و اذا راى الكافر اهله يعلمون بالصالحات كانت عليه حسره (60)

حضرت صادق (ع ) فرمود: هر مومن و كافرى كه از دنيا مى روند خويشان خود را ملاقات مى كند، پس اگر مومن فرزندان خود را در عمل صالح مشاهده كند خوشحال مى شود و شكر خدا مى كند ولى اگر كافر خويشان و فرزندان خود در حال عمل صالح ببيند براى او حسرت و نگرانى است.

 

 

اسحاق ابن عمار از امام کاظم علیه السلام می پرسد کسی که مرد خانواده اش را دیدار میکند حضرت فرمودند بله جمعه به جمعه ،  ماه به ماه،‌سال به سال به اندازه مقام و درجه ای که میت نزد خدا دراد خانواده اش را ملاقات می کنند.

اسحاق عمار می گوید به چه صورتی خانواده اش را می بیند حضرت می فرمود به صورت پرنده زیبا و لطیفی روی دیوارهای آنان می نشیند و اشراف دارد و می بیند. اگر دید حالشان خوب است شاد می شود و اگر چیز بدی ببیند ناراحت می شود .

 

 

اسحاق ابن عمار از امام کاظم علیه السام پرسید ایا مومنی که از دنیا رفته است آیا می داند چه کسی به زیارتش آمده است .حضرت فرمودند بله تا وقتی که ان شخص کنار ان قبر است انس می گیرد اما وقتی شخص از کنار قبر می رود باز در قبر احساس وحشت و تنهایی می نماید .

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ :عوامل دفع فشار قبر

عوامل دفع فشار قبر :

۱-نماز شب و رکوع را کامل بجا اوردند  

۲- ‌صدقه و نماز مخصوص که رکعت اول یک توحید و در رکعت دوم ده بار تکاثر و حمد ٰ

۳-  قرائت نماز وحشت برای متوفی  ،

۴- مشرف شدن چهار دفعه به حج تمتع

۵- کسی که ۵شنبه بعد از ظهر تا ظهر جمعه از دنیا برود.

۶-  گذاشتن دو چوب تر و تازه همراه میت : که گفتند از درخت خرما باشد اگر نبود از درخت سدر یا کنار و اگر نبود از درخت بید و اگر نبود از درخت انار و اگر نبود از هر درخت دیگری باندازه ای که از ارنج تا انگشتان باشد .حدود ۳۰ تا ۵۰ سانتی متر. مستحب است اسم میت و شهادتین ائمه را بر روی ان دو چوب بنویسند.

زراره از امام صادق علیه السلام پرسید چرا دو چوب تر همراه میت می گذارند ؟ حضرت فرمودند تا این دو چوب تازه هستند عذاب قبر را از صاحب ان دور می کند انشالله بعد ان هم رحمت خداوند شامل  این شخص می شود و عذاب نمی گردد.

در عروه الوثقی امده پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از کنار قبری عبور می کرد دید صاحب ان عذاب می شود حضرت چوب تازه ای خواستند و دو نصف کردند نصفی را بالای سر قبر و نصف دیگر را پای قبر گذاشتند و فرمودند تخفیف داده می شود عذاب از او برداشته می شود تا وقتی که این دو چوب تر و تازه باشد .

 

حضرت ادم وصیت کرده است تا دو چوب تازه در کنار کفنش بگذارند این سنت بین پیامبران رایج بوده است و در جاهلیت ترک شد که پیامبر صلوات اله علیه ان را دوباره احیا کرده است .

 

۷- ریختن آب بر روی قبر : روایت داریم مستحب است بعد انکه میت را به خاک سپردند شخصی رو به قبله بایستد از ناحیه بالای سر میت تا پایین پا و دوباره از پایین به بالا بر روی خاک ها و قبر میت اب بپاشد.

سید محمد کاظم یزدی صاحب کتاب عروه الوثقی  : بعید نیست پاشیدن اب بر روی قبر تا چهل روز یا تا چهل ماه مستحب باشد .

حتی در روایت امده است رسول خدا دستور می دادند بر بروی قبر آب بپاشید .

شیخ عباس قمی : پاشیدن اب بر روی قبر تا هر زمان نیکوست .

امام صادق علیه السلام : تا وقتی که رطوبت اب بر قبر است عذاب قبر از میت دور می شود .

 

۸- خواندن بعضی سوره ها در صورتی که به مفاد سوره ها هم توجه کنیم :

در کتاب  ثواب الاعمال از امام علی علیه السلام روایت شده است کسی که هر جمعه سوره نسا رابخواند از عذاب قبر در امان است .

امام صادق علیه السلام : هر کس سوره یاسین را غروب یاقبل از خواب بخواند از عذاب قبر ایمن می شود.

رسول خدا صلوات الله علیه فرمودند: کسی که وقت خواب سوره تکاثر را بخواهد از عذاب قبر ایمن است .

امام صادق علیه السلام : کسی که سوره قلم را در نمازهای واجب یا نافله اش بخواند از عذاب قبر در امان است .

در اقبال الاعمال سید بن طاووس امده است : هر کس سوره ملک را بالای سر قبر میت بخواند موجب رفع عذاب قبر میت می شود .

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ - عوامل فشار قبر

عوامل فشار قبر : شش عامل موجب فشار قبر است :

1- سخن چینی (نمامی ) : امام علی علیه السلام می فرمایند از چیزهایی که موجب عذاب قبر می شود سخن چینی است .

 

2- عدم مراقبت بر طهارت : در روایت داریم کسی که خود را از ادرار حفاظت نکند گرفتار عذاب قبر می شود .

امام صادق علیه السام می فرمایند : بیشترین عامل فشار قبر از ادرار است .

 

3- بد اخلاقی  : امام علی علیه السلام فرمودند : دوری بدون دلیل شوهر از همسرش موجب فشار قبر است .

در «علل الشرایع » مرحوم صدوق از امیرالمومنین علیه السلام روایت شده است که فرمودند: «قَالَ: عَذَابُ الْقَبْرِ یَکُونُ مِنَ النَّمِیمَةِ وَالْبَوْلِ وَ عَزْبِ الرَّجُلِ عَنْ أَهْلِهِ؛ فرمود: عذاب قبر از سخن چینی و پرهیز نکردن از بول و دوری مرد از زنش پیدا میشود که رختخواب خود را جدا نموده و در غذا و خواب از او دوری کند» (علل الشرایع ص 309 ).

 

4- تباه کردن نعمت ها و عدم استفاده صحیح از انها : در بحار الانوار ج 6 ص 221روایتی امده است : فشار قبری که به مومن وارد می شود کفاره نعمت هایی است که ضایع نموده است .

ازحضرت صادق از پدرش از پدرانش علیهم السّلام که: «قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَءَالِهِ: ضَغْطَةُ الْقَبْرِ لِلْمُؤْمِنِ کَفَّارَةٌ لِمَا کَانَ مِنْهُ مِنْ تَضْیِیعِ النِّعَمِ؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: فشار قبر برای مؤمن کفّاره تضییع نعمت هائی است که نموده است» (علل الشرایع ص 309 ).

 

5- خواندن عمدی نماز بدون وضو : در ثواب الاعمال شیخ صدوق ص 111 آمده است یکی از روحانیون خوب بنی اسرائیل از دنیا می رود در عالم قبر فرشتگان الهی می گویند صد تازیانه بدهکارید. او گفت طاقت ندارم . چون شخص خوبی بود تخفیف دادند شد 99 تا .بهر حال اینقدر کم شد تا اینکه گفتند یکی را باید حتما تحمل کنی چون یک روز بدون وضو نماز خواندی .و دیگر اینکه از کنار شخص مظلومی گذشتی ویاری نکردید.

 

6- یاری نکردن مظلوم در برابر ظالم.

 

گر به محشر خطاب به قهر کنی / انبیاء را چه جای معذرت است ؟

پرده از لطف گو بردار / اشقیاء را امید به مغفرت است .

 

 

عواملی که موجب رفع فشار قبر می باشد :

 

۱- امام رضا علیه السلام :   هر کس نماز شب بخواند و در قنوت نماز وترش هفتاد بار استغفار کند این شخص از عذاب قبر در امان خواهد بود.

2- امام باقر علیه السلام : کسی که رکوع نمازش را کامل انجام بدهد وحشت قبر به او نمی رسد .

 

3- صدقه : رسول خدا صلوات الله فرمودند بر میت ساعتی سخت تر از ساعت اموال قبر نیست پس رحم کنید بر مردگان خود بر صدقه و اگر چیزی برای صدقه ندارید یکی از شما دو رکعت نماز بخواند. به این صورت که در رکعت  اول بعد حمد دوبار سوره توحید بخواند  ودر رکعت دوم بعد حمد ده بار سوره تکاثر را بخواند و و در اخر  صلوات بفرستد و بگویدد اللهم ابعث ثوابهاقبر فلان ابن فلان  . خداوند به نمازگزار به عدد انچه  افتاب بر ان می تابد حسنات می دهد .

 

۴- نماز لیله الدفن (نماز وحشت یا شب اول قبر ) : در روایت داریم اگر کسی برای چهل مومن این نماز را بخواند خداوند عذاب قبر را از او بر می دارد .

 

مرحوم حاجی نوری - نویسنده کتاب مستدرک الوسائل - در کتاب دارالسلام خود نقل می کند که استاد ما ملا فتحعلی برای ما نقل می کرد که من عادت داشتم هر وقت از دوستان من از دنیا می رفت و خبرش به من می رسید من دو رکعت نماز شب اول قبر برایش می خواندم و کسی از این عادت من با خبر نبود .

تااینکه یکی از دوستان مرا در راهی ملاقات کرد و گفت یکی از دوستان که فوت کرد را در خواب دیدم گفتم حالت چطور است گفت بعد مرگ در حال سختی بودم تا اینکه فلانی برای من دو رکعت نماز خواند که مرا نجات داد خداوند پدر او را رحمت کند.

بعد شخص به او می گوید ان دو رکعت نمازی که خواندی چه بود ؟ او می گوید همان نماز لیله الدفن بوده است .

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ : فشار قبر

داستان هایی در خصوص سوال قبر :

۱-  ابن ابی حمزه بطائنی که واقفی مسلک شد امام رضا علیه السلام فرمودند : وقتی او را در خاک سپردند از او پرسیدند امامان تو کیستند ؟ خدا و پیامبر را گفت و تا امام موسی کاظم علیه السلام برشمرد و به امامت من که رسید توقف کرد ضربتی در عالم قبر به سر او زدندکه قبرش پر آتش شد و شعله ور شد.

 

۲- رسول خدا صلوات الله علیه از کنار قبری عبور می کرد دید بستگانش در کنار قبر مشغول گریه و زاری می باشند حضرت به انان فرمودند دو رکعت نماز برای صاحب این قبر بخونید با ارزش تر از تمام دنیای شماست .

 

۳- روزی مردی نزد سلمان امد گفت برای من حدیث کن سلمان چون مرد را اهلش نیافت سکوت کرد بار دیگر تقاضا کرد سلمان سکوت کرد. که ان شخص ایه 159 بقره را برای سلمان به تشر خواند :

إِنَّ الَّذِینَ یكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَینَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَینَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْكِتَابِ أُولَئِكَ یلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَیلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ«159»
کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‌کند؛ و همه لعن‌کنندگان نیز، آنها را لعن می‌کنند؛

و رفت سلمان به او گفت بیا بعد به او گفت اگر ما کسی را امین یافتیم از بیان حدیث دریغ نمی کنیم .خودت را برای پاسخ به دو فرشته نکیرو منکر اماده کن انان در خصوص خدا و پیوند تو با پیامبر خدا صلوات الله سوال می کنند اگر شک کردی یا توقف کردی با پتکی بر سرت می کوبند تا خاکستر شوی . ان شخص پرسید باز چکار می کنند گفت تو را بر می گردانند ودوباره ان عمل را تکرار می کنند . .ان شخص پرسید ان دو فرشته کیانند؟ گفت نگهداره تو در قبر می باشند .

 

فشار قبر :

حقیقت فشار قبر کیفیت ان به درستی بر ما روشن نیست . مرحوم ایت الله فلسفی در کتاب معاد از نظر روح و جسم نتیجه می گیرد که مقصود از فشار قبر فشار نامرئی و نا محسوسی است که بر جسم و روح مثالی متوفی وار می شود و او را به شدت ناراحت می کند نه فشاری که از دیواره های قبر وارد شود.

علامه مجلسی : فشار قبر در جسد های اصلی صورت می پذیرد نه جسم مثالی و فشار قبر برای بعضی از مومنین برداشته می شود.

 

درروایت آمده  :  هر کس از مومنین توفیق پیدا نماید بعد از ظهر 5 شنبه تا ظهر جمعه از دنیا برود از فشار قبر در امان است

سید محمد تقی خوانساری همواره آرزو داشتند دی این زمان فوت نمایند . وقتی ظهر جمعه می گذشت با حسرت می گفت این هفته هم گذشت من نمردم.

 

مساله : افرادی که دار زده می شوند یا در دریا غرق می شوند یا بدنشان را می سوزانند انها که بدن ندارند و خاکسترشان را به باد دادند چه؟

از امام صادق علیه‌السّلام پرسیدند: آیا عذاب و فشار قبر به فرد بدار آویخته می‌رسد؟ آن حضرت فرمود: همانا پروردگار زمین، خود پروردگار هوا نیز هست. یا آن خدایى كه زمین به فرمان اوست، هوا نیز به فرمان اوست، پس خداوند عزّ و جلّ به هوا وحى می‌فرماید و هوا او را فشارى می‌دهد سخت‏تر و شدیدتر از قبر. (من لا یحضره الفقیه، ترجمه غفارى، ج 1، ص279)

 

بر طبق روایات شهید فشار قبر ندارد زیرا همان برق شمشیری که دیده است متحمل زحمتی شده است کافی است.

در بعضی روایات امده است گناهان ناپاک را چنان فشار می دهند که مغز سرش به انگشتان پای وی می رود.

 

امام علی علیه السلام : وقتی میت در برابر سوالات نکیر و منکر باز می مانند با گرزی که دارند چنان بر فرق سر وی می کوبند که جز جن و انس همه موجودات می فهمند و بعد به او می گویند به بهترین حال بخواب .

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ --سوال قبر

 در این زمینه اختلاف نظرهایی وجود دارد:  بعضی گفتند سوال قبر از کسانی هست که یا کافر محض یا مومن محض باشند  وافرادی که مستضعف فکری هستند ویا در دنیا نه کافر نه مومن مطلق بودند سوال قبر ندارد. وبعضی هم معتقدند که سوال قبر برای همه است .  روایاتی در این زمینه است :

 

امام صادق علیه السلام ( فروع کافی - باب المساله فی القبر من یسئل ومن لایسئل ) فرمودند: سوال قبر برای کسانی که ایمان محض داشته باشند یا محض کفر باشند است و از بقیه صرفنظر می شود .

دوملکی هم که سوال می کنند برای مومن بشیر ومبشر  و برای کافران نکیر و منکر است .

 

ابوبکر حضرمی روایت می کند از امام باقرعلیه السلام پرسیدم چه کسانی هستند که در قبرها سوال می شود حضرت می فرمایند کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند.

 

جملاتی که در تلقین میت است می رساند که سوال و جواب اجمالی برای همه وجود دارد .

 

فرشتگان " نکیرو منکر" و " مبشر و بشیر" :     پاسخ دادن به سوالات این دو فرشته خود از الطاف الهی است . در روایت داریم کسی اولین منازل آخرت که قبر است را نجات یابد بقیه از ان راحت تر می باشد .

ج 3 ص 338 فروع کافی آمده است : این فرشتگان در سمت چپ و راست این میت قرار می گیرند.

 

از امام صادق علیه السلام روایت شده وقتی بدن انسان را دفن می کنند دو فرشته نکیر و منکر به سراغ او می ایند صدایشان مثل رعد غرنده و مثل برق خیره کننده است و زمین را با نیش های خود می شکافند وبه سوی مرده می آیند .

از امام صا دق پرسیدند این دو فرشته بر مومن و کافر به یک صورت وارد می شوند حضرت می فرمایند خیر .ج 3 ص 338 فروع کافی

 

از چه چیزهایی در قبر سوال می شود؟

۱- خدایت کیست؟ 2- پیامبرت کیست ؟3 - امامت کیست؟ 4- دینت چیست؟ 5 - عمرت را در چه راهی صرف کردید؟ 6-   اموالت را از چه راهی بدست اوردید و    ۷- در چه راهی صرف کردید.  8- قبله ات چه بود ؟ 9 - کتاب آسمانی ات چیست  ؟  ۱۰  و 11 - در خصوص نماز و زکات  .    12 و 13 - روزه و حج.

 

 

علامه طباطبایی از استادش مرحوم سید علی قاضی طباطبایی نقل می کنند که طایفه ای در عراق بودند که به انها افندی می گفتند که سنی  ناصبی هم بودند.مادر یکی از انها می میرد دختر کوچکی داشته که بیقراری می کرد و به هنگام دفن مادر می گوید مرا هم باید با مادرم دفن کنید . 

 تصمیم می گیرند قبررا بزرگ تر کنده دختر را داخل قبر بگذارند و صبح فردا او را از قبر خارج کنند . صبح که می ایند تخته ها را خارج کنند می ببینند موهای این دختر سپید شده است . و تمام وجودش وحشت است علت را می پرسند می گوید شما که رفتید دیدم دو نفر وحشتناک با گرزهای اهنین وحستناک به سمت مادرم امدند و پرسیدند من ربک مادرم گفت الله . گفت من نبیک گفت محمد رسول الله و قتی رسیدند من امامک مادرم ماند اقایی امد گفت من امام او نیستم بعد چنان با گرزهای آهینن به سر مادرم زدند که من از ترس و وحشت به این روز افتادم و این موضوع موجب شد خیلی از ترک های افندی شیعه شدند.

داستانهای  عبرت انگیز پس از عالم مرگ -- تصریح به جهان برزخ در ایات قرآن

يثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي الْآخِرَةِ وَيضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَيفْعَلُ اللَّهُ مَا يشَاءُ(الإبراهيم/27)


خداوند کساني را که ايمان آوردند، به خاطر گفتار و اعتقاد ثابتشان، استوار مي‌دارد؛ هم در اين جهان، و هم در سراي ديگر! و ستمگران را گمراه مي‌سازد، (و لطف خود را از آنها برمي‌گيرد)؛ خداوند هر کار را بخواهد (و مصلحت بداند) انجام مي‌دهد!

 

 

در روایات متعدد امده است منظور از ثابت قدم مومن در دنیا و آخرت همان ثابت قدم بودن در دنیا و برزخ می باشد .

 

علامه طبرسی در مجمع البیان می گوید منظور از اخرت در این ایه عالم قبر است و منظور از استواری این است که خداوند مومنان را در سوال و جواب قبرکمک می کند.

 

 

امام علی علیه السلام : وقتی دو فرشته   (   نکیرو منکر (برای کافران) یا بشیر و مبشر (برای مومنان )) از مومن می پرسند خداو دین وپیامبرت چیست؟ مومن  می گوید خدا الله من و اسلام دین من و محمد صلوات الله پیامبر است و ان دو فرشته می گویند يثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي الْآخِرَةِ و بعد ان دو فرشته ای دری را باز می کنند که قبرش به سوی بهشت باز می شود و باغی از باغ های بهشت می شود .

 

 

 

وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمَى(طه/124)
و هر کس از ياد من روي گردان شود، زندگي (سخت و) تنگي خواهد داشت؛ و روز قيامت، او را نابينا محشور مي‌کنيم!»

 

طبق بعضی روایات منظور از زندگی سخت ، زندگی در برزخ است .

 

امام سجاد علیه السلام امده که مراد زندگی سخت در قبراست و مراد زندگی در برزخ می باشد و موید هم ان است که در ادامه امده است و نحشره یوم القیامه اعمی.

 

علامه طبرسی در مجمع البیان منظور از معیشه ضنکا عذاب در قبر است .

 

امام علی علیه السلام ( امالی شیخ صدوق ) حضرت در نامه ای که برای اهل مصر فرستادن که توسط محمد بن ابوبکر فرستادند فرمودند ان چیزی که خداوند دشمن خود را با ان ترسانده و گفته معیشه ضنکا منظور عذاب قبر می باشد چرا که خداوند نود و نه مار بر کافر مسلط می کنند که بر گوشت او میک می زنند واستخوان او  می شکند و تا روز قیامت با او اینگونه رفتار می کنند.

 

 

فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ  ( ۸۸  واقعه )

و اما اگر [او] از مقربان باشد

 فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ (۸۹ واقعه )

 [در] آسايش و راحت و بهشت پر نعمت [خواهد بود] .

 

 

امام صادق علیه السلام فرمودند منظور از روح و ریحان آرامش و شادی در قبر می باشد .

رسول خدا صلوات الله علیه : نخستین چیزی که به هنگام وفات بشارت می دهند روح و ریحان و جنت پر نعمت می باشد .

 

 

وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ ﴿۹۲﴾ واقعه

و اما اگر از دروغزنان گمراه است (۹۲)  

فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ ﴿۹۳﴾

پس با آبى جوشان پذيرايى خواهد شد (۹۳)  

وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ ﴿۹۴﴾

و [فرجامش] درافتادن به جهنم است (۹۴)  

 

امام صادق علیه السلام : پذیرایی با اب جوشان د رعالم قبر به تکذیب کنندگان می رسد اما ورود در اتش جهنم در قیامت است .

 

 

 

لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا ﴿۶۲﴾ مریم

در آن جا [سخن] بیهوده ای نمی شنوند ولی سلام [می شنوند] و در آن جا صبح و شام خوراک آنان برایشان [آماده ]است.

 


مرحوم علی ابن ابراهیم قمی : منظور از بهشت بهشت در عالم برزخ است چرا که در بهشت جاودان صبح و شام وجود ندارد.

برخی مفسرین  می گویند منظور از صبح و شام  همیشگی بودن بهشت می باشد و با توجه به ادامه ایه  اشاره به قیامت دارد نه عالم قبر.

 

 

مرگ شبیه خواب است و اشتراک انها در این است در هر دو قطع تصرف در نفس وجود دارد و اما اختلاف انان در این است که ، ان کسی که می خوابد قطع تصرف درنفسش موقتی است اما در مرگ قطع تصرف در نفس دایمی است.