گلواژه هایی از کلام بزرگان

کلامی از شیخ بهایی:

آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا:

اگر بسیار کار کند، می گویند احمق است !

اگر کم کار کند، می گویند تنبل است !

اگر بخشش کند، می گویند افراط می کند !

اگر جمع گرا باشد، می گویند بخیل است !

اگر ساکت و خاموش باشد، می گویند لال است !

اگر زبان آوری کند، می گویند وراج و پر گوست !

اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند، می گویند ریا کار است !

و اگر نکند، می گویند کافر است و بی دین !

لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد و جز از خداوند نباید از کسی ترسید. پس آنچه باشید که دوست دارید. شاد باشید، مهم نیست این شادی چگونه قضاوت شود.

حرص

حضرت امام صادق (ع) فرمودند: در رسیدن به چیزی که اگر رهایش کنی به سوی تو می آید و در آن صورت محبوب خداوندباشی، حریص مباش و اگر در رسیدن به خواسته ات شتاب ورزی و از توکل به خدا و رضا به قسمت غافل شوی، در درگاه احدیت ناپسند خواهی شد، چرا که خداوند جهان را چون سایه تو خلق فرموده که اگر در طلبش باشی روی تو را به سویش می کشاند و هیچ گاه بدان نخواهی رسید و اگر ترکش کنی، خود به دنبالت می آید و تو راحت خواهی بود.

پیامبر (ص) فرمود:انسان حریص، محروم است و افزون بر آن مذموم درگاه حق است. و چگونه محروم نباشد و حال آن که از اعتماد به خدای تعالی گریخته است و بر خلاف فرمایش خداوند رفته است که فرمود:

خدا همان کسی است که شما را آفرید، سپس به شما روزی بخشید،آن گاه شما را می میراند و

پس از آنن زنده می گرداند...

حریص دستخوش هفت آفت است:

1. در اندیشه ای باشد که به بدنش ضرر رساند و نفعی ندهد.

2. اندوهی که تمامی ندارد.

3. رنجی که راحتی ندارد جز مرگ.

4. ترسی که چیزی بدو نرساند جز آن که همواره گرفتار آن باشد.

5. اندوهی که زندگی را بدون آنکه فایده ای بدو رساند، مکدر کند.

6. حسابی که خلاصی از آن نیابد و پیوسته سرگرم رسیدگی بیهوده به آن باشد.

7. عقاب و کیفری که راه فرار از آن نداشته باشد ( چرا که حرص، انسان را به ارتکاب گناه وا می دارد) شخصی که بر خدای تعالی توکل دارد، شب و روز را می گذراند، در حالی که در پناه خدای تعالی و عافیت و سلامتی است و خدا در کفایت امور او تعجیل فرموده و درجاتی برایش فراهم کرده که  فقط خود بدان عالم است.

حرص، آبی ست که از روزنه خشم خدای تعالی جاری است. و چون بنده ای از یقین محروم

نباشد، حریص نخواهد بود و یقین، زمین اسلام و آسمان ایمان است.

 

                                  از کتاب " مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه "

      یکصد موضوع عرفانی، اخلاقی، عبادی و اجتماعی منسوب به حضرت امام صادق (ع)

                                                ترجمه : عباس عزیزی


توکل

امام صادق(ع) فرمود:توکل، جامی است دست نخورده و مهر شده خداوند- عزوجل- که جز متوکلان، مهر آن را بر ندارند و از آن ننوشند.

خدای تعالی می فرماید:" و مومنان تنها بر خدا توکل کنند"

و نیز می فرماید:" و بر خدا توکل کنید، اگر ایمان آورده اید ".

خداوند توکل را کلید ایمان قرار داد، و ایمان را قفل توکل. حقیقت توکل ایثار است و ریشه

ایثار، تقدم دیگری بر خود است.

 

شخص متوکل در توکلش همواره یکی از دو چیز را بر می گزیند:

پس چنانچه معلول توکل را - که عالم وجود است – برگزیند، حجابی ( میان او و خالق ) شود

و اگر بوجود آورنده توکل را – که همان خداوند سبحان است – برگزیند، پیوسته با خدای تعالی  خواهد بود.

 

پس اگر خواهی که متوکل بر خدای باشی نه متوکل بر معلول، بر روح خویش پنج تکبیر بگو و آرزوها را چون وداع با زندگی ( جدا شدن از تن ) رها کن.

پایین ترین حد توکل، آنست که در کسب آنچه که مقدر توست، شتاب نکنی و در طلب بیش از آن نباشی، چه بسا به واسطه یکی از این دو، ایمانت را در حالی که خود خبر نداری، از دست بدهی.

چنانچه می خواهی به طریقت متوکلان – آنان که دو صفت یاد شده را به تمام و کمال در خود

دارند – پی ببری، از این حکایت غفلت مکن و بدان گوش سپار.

شخصی متوکل، بر یکی از امامان (ع) وارده شده، گفت: خدا از تو خشنود شود! بر من

مهربانی کن و به سوال من در باب توکل پاسخ فرما.

امام (ع) که او را به حسن توکل و پرهیزکاری می شناخت و بر صداقت وی در آنچه که

پرسید، از پیش مطلع بود، فرمود: اندکی درنگ کن!

در حالی که آن شخص منتظر پاسخ بود، فقیری درآمد. امام دست در جیب کرده و چیزی به

وی داد.

سپس روی به آن شخص کرد و فرمود: اکنون بپرس!

آن مرد گفت: ای امام! می دانستم که شما بر پاسخ من توانایی، پیش از آن که مرا به انتظار

کشیدن امر کنی، پس چرا در دادن پاسخ درنگ کردی؟

حضرت فرمود: برای آن که پیش از کلام من، به معنایش واقف شوی، لذا نخواستم در حالی

که در جیبم سکه ای باشد و خود و خدا از آن آگاه باشیم و پیش از انفاق آن پاسخ تو را گفته

باشم، پس ( معنی توکل را ) دریاب و بفهم.

پرسش کننده، نعره ای برآورد و سوگند یاد نمود که تا وقتی زنده است، نه در جایی آباد نشیند

و نه با انسانی انس گیرد.

                                

                        

                                    از کتاب " مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه "

      یکصد موضوع عرفانی، اخلاقی، عبادی و اجتماعی منسوب به حضرت امام صادق (ع)

                                              ترجمه : عباس عزیزی

صفات کسانی که برای دوستی شایسته نیستند

 
1. حماقت

امام علی (ع) می فرماید:فرزندم، مبادا با احمق دوستی کنی، زیرا او می خواهد به  تو نفع رساند اما زیان می رساندت.

امام صادق (ع) می فرماید:

هر که از دوستی با احمق نپرهیزد نزدیک است که به اخلاق او متخلق شود.

 

2. بخل

امام علی (ع) می فرماید:مبادا با بخیل دوستی کنی که او از روا کردن سخت ترین نیازهایت خودداری می کند.

 

3. گناهکاری

رسول خدا (ص) می فرماید:

هر که به خدا و روز قیامت ایمان آورده است با کافر، برادری و با گناهکار، معاشرت نمی کند و هر که با کافر پیوند برادری برقرار سازد و یا با گناهکار معاشرت کند، کافر و گناهکار می شود.

 

4. دروغ

امام صادق (ع) می فرماید: امیر مومنان (ع) بر فراز منبر برآمد و گفت:

بر مسلمان سزاست که از پیوند برادری با سه گروه بپرهیزد:

گستاخ، احمق و دروغگو. اما گستاخ عمل تو را برایت می آراید و دوست می دارد که تو هم مانند او شوی و تو را بر کار دین و معادت یاری نمی رساند، نزدیک شدن او به تو از روی جفا و سنگدلی است و ورود وخروج او بر تو ننگ است.

احمق برای تو خیرخواهی نمی کند و هر چند بکوشد امید ندارد که بدی را از تو باز دارد و چه بسا سود تو رابخواهد اما زیانت رساند. مرگ او بهتر از زنده بودن او و سکوتش بهتر از سخن گفتن و دوراش بهتر از نزدیکی اوست.

اما دروغگو که زندگی با او بر تو سزاوار نیست.خوب و بد سخن تو را آشکار نمی کند و سخنان دیگران را برای تو باز می گوید، هرگاه سخنی بشنود آن را به سخنان دیگر می آمیزد تا آن را راست جلوه دهد، اما راست نمی گوید.

دشمنی میان مردم را دامن می زند و در دل آنان کینه ها را بارور می کند. پیس از بترسید و مراقب خود باشید.

                        

   از کتاب " راز خوشبختی فرزندان"

 مولف: محمد الکاتب

 مترجم: محمد صادق پارسا

صفات کسانی که شایسته دوستی هستند

 
1. علم

حضرت علی (ع) می فرمایند:بهترین کسی که با او همنشینی می کنی صاحب علم و حلم است.

در روایت از لقمان حکیم نقل شده است که گفت:

فرزندم... با دانشمندان نشست و برخاست کن و در برابر آنان زانو بزن، زیرا دلها با حکمت زنده می شوند چنان که زمین مرده با بارانهای درشت زنده می گردد.

2. حکمت

حضرت علی (ع) می فرماید: با حکما مصاحبت کن و با دانشمندان نشست و برخاست داشته باش و از دنیا روی گردان.

3. عقل

در حدیث آمده است:

مصاحبت مکن، مگر با عاقل متقی و آمیزش مکن، مگر با دانشمند پاک و رازت را مگوی، مگر به مومن با وفا.

4. زهد

این گروه به دوستی سزاواراند. اینان پرهیزکاران و زاهدانی هستند که آخرت را به یاد انسان می آورند واو را به تقوا پای بند می سازند.

امام صادق (ع) می فرماید:

از برادری با کسی که تو را به خاطر طمع یا ترس یا شکست یا آب و خوراک می خواهد، بپرهیز و خواهان برادری با پرهیزکاران باش ولو در تاریکیهای زمین باشند و روزگارت را در طلب آنان سر کنی. زیرا خداوند عزوجل در روی زمین، پس از پیامبران بهتراز ایشان نیافریده است و توفیقی را که نصیب آنان کرده به هیچ بنده دیگری نبخشیده است.

و نیز در حدیث آمده است:

چنانچه مردی را دیدید که در این دنیا به او ( نعمت) زهد داده شده به وی نزدیک شوید که او حکمت القامی کند.

5. نیکی و فضیلت

در حدیث آمده است:

با نیکان نزدیکی کن تا ار آنان شوی و از بدان دوری گزین تا جزو آنان نباشی.

6. راستی و وفا

در حدیث آمده است که:

با برادران راستکار دوستی کن که آنان در هنگام راحت زیور تو و به هنگام بلا پناه تو هستند.

امام کاظم (ع) می فرماید:

با مردم معاشرت مکن و به آنان خو مگیر مگر آنکه آنان را عاقل و قابل اعتماد بیابی در این صورت به  آنان خو گیر و از غیر اینان بگریز چنان که از حیوانی درنده می گریزی.

7. اخلاق والا

در حدیث امده است:

نشست و برخاست مکنید مگر با کسی که شما را به پنج چیز فرا می خواند:

از شک به یقین، از تکبر به تواضع، از دشمنی به محبت، از ریا به اخلاص، از تمایل به دنیا و امور دنیایی به زهد.

                                             

 از کتاب " راز خوشبختی فرزندان"

                                  مولف: محمد الکاتب

                               مترجم: محمد صادق پارسا

عدم تجسس در امور دیگران


تجسس به معنای تعقیب و دنبال کردن لغزش های دیگران
  و از صفات نکوهیده ای است که اسلام مسلمانان را از ان بر اثر آثار شومش بازداشته است . آشکار شدن اسرار و امور پنهان در زندگی شخصی ، کشیده شدن دیگران به بدگمانی و گسست پیوند و نابودی اتحاد و انسجام از جمله پیامدها و آثار زشتی این وصف اخلاقی اند . ( رک : التباین ، ج 9 ، ص 350 )

به همین جهت قران تصریح دارد که از این کار پرهیز کنید :

يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا
اي کساني که ايمان آورده‌ايد! از بسياري از گمانها بپرهيزيد، چرا که بعضي از گمانها گناه است؛ و هرگز (در کار ديگران) تجسس نکنيد؛
(حجرات 12 )



پیامبر صلوات الله علیه نیز فرمود  لغزش های دیگران را دنبال نکنید ؛ هر که لغز ش های مسلمانان را پی گیرد ، خدا هم لغزش های او را تعقیب می کند و خدا لغز ش ها و خطاهای هر که را آشکار کند ،‌رسوا خواهد شد : لا تتبعوا عثرا ت المسلمین ،‌فانه من تتبع عثرا ت المسلمین ، تتبع الله عثرته ومن تتبع الله عثرته ، یفضحه  ـ الکافی ج 2 ص 355).

- امانتداری

از خصلت های انسانی ،‌امانتداری در زندگی جمعی است . خداوند در قرآن کریم مسلمانان را به اتصاف بدان امر فرموده است : إِنَّ اللَّهَ يأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا ....(النساء/58) خداوند به شما فرمان مي‌دهد که امانتها را به صاحبانش بدهيد! مفاد آیه عام است و می رساند که رد امانت به صاحبش واجب است ،‌هرچند نامسلمان باشد : فَلْيؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَ....(البقرة/283) بايد کسي که امين شمرده شده (و بدون گروگان، چيزي از ديگري گرفته)، امانت (و بدهي خود را بموقع) بپردازد؛



امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرمایند : اگر مردی را دیدید که رکوع و سجود نمازش طولانی شد ،‌بدان اعتنا نکنید ، زیرا ممکن است از روی عادت باشد که چنانچه ترک شود ،‌ناراحت می شود ؛‌ولی به راستگویی و امانتداری او ( که از اوصاف اخلاقی است ) توجه کنید . (‌الکافی ج 2 ص 105 و تفسیر نور الثقلین ج 1 ص 496 )

ادامه نوشته

فلسفه خواندن نماز

۱-  نماز نشانه ایمان است : پیامبر فرمود : نماز پرچم مومن است . (یقیمون  الصلوه ).

۲- تمرکز : افراد برتر باید قدرتی را به عنوان قدرت تمرکز در خودشان  پرورش بدهند .

۳- بوسیله نماز تربیت  اخلاقی  می شویم : از این فاصله نماز تا نماز دیگر خود را اصلاح می کنیم . به همین جهت است گفته می شود  ان اصللوه تنهی عن الفحشا و المنکر.

۴- راز و نیاز با دلبرو معشوق . خدا جمیع جمال است اگر ما بخواهیم حرف بزنیم نمی توانیم لذا خوب  الفاظی را به ما اموز ش داده است.

درک کن و نخند

نخند!به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب.

نخند! به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری.

نخند! به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند.

نخند! به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده.

نخند! ...به دستان پدرت،

به جاروکردن مادرت،

به همسایه ای که هرصبح نان سنگک می گیرد،

به راننده ی چاق اتوبوس ،

به رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،

به راننده ی آژانسی که چرت می زند،

به پلیسی که سرچهارراه باکلاه صورتش رابادمی زند،

به مجری نیمه شب رادیو،

به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته ودرکوچه ها جارمی زند،

به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،

به پارگی ریزجوراب کسی در مجلسی،

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان،

به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،

به مردی که درخیابانی شلوغ ماشینش پنچرشده،

به مسافری که سوارتاکسی می شود و بلند سلام می گوید،

به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد،

به زنی که باکیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چندکیسه میوه وسبزی،

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،

به مردی که دربانک ازتو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،

به اشتباه لفظی بازیگرنمایشی،..........

....نخند،نخند که دنیا ارزشش رانداردکه تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی!!

که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند!!!

آدمهایی که هرکدام برای خود وخانواده ای همه چیز و همه کسند!

آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،

بارمی برند،

بی خوابی می کشند،

کهنه می پوشند،

جارمی زنند

سرما و گرما می کشند،

وگاهی خجالت هم می کشند،.......خیلی ساده

احسان به والدین :

اسلام احسان و اکرام به پدرو مادر را بزرگ ترین وظیفه اخلاقی فرزند و آن را جزئی از امانت الهی می داند . بی تردید ،‌رعایت حقوق والدین برای فرزند از بزرگ ترین عبادات و بی حرمتی به ایشان ،‌معصیت کبیره و عظیم ترین مهلکات است .

قرآن کریم در چهار آیه این موضوع را بیان کرده و در هر یک احسان به پدرو مادر را در کنار توحید نهاده است :

1- واذ اخذنا میثاق بنی اسرایل لا تعبدون الا الله وبالوالدین احسانا (بقره ایه 83 ) :‌ پس این دو مطلب از امانت های الهی است که باید از ان پاسداری کرد.

2- الا تشرکوا به شئیا و بالوالدین احسانا (انعام ایه 151) : در این ایه عدم شرک در ردیف نیکی به پدر و مادر قرار گرفته است .

3- وقضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا ( اسرا ایه 23) :‌ بر پایه این ایه یکی از اوامر و احکام الهی نیکی کردن به والدین است که از احکام اخلاقی است .

4- واعبدوالله ولا تشرکوا به شئیا وبالوالدین احسانا (‌نسا ایه 36) :‌امر به عبادت خدا و نهی از شرک همراه احسان به والدین بهترین دلیل بر اهمیت موضوع است .

 

علامه طباطبایی فرموده است : اینکه قرآن در چند جا احسان به پدر و مادر را تالی توحید قرار داده بهترین دلیل است که

عقوق والدین پس از شرک به خدای بزرگ در شمار بزرگ ترین گناهان است .


پیامبر صلوات الله علیه فرمودند : بر الوالدین افضل من الصلاه والصوم والحج والعمره و الجهاد فی سبیل الله ؛‌

نیکی به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جنگ در راه خداست . ( تذکره الموضوعات ٌ‌ص 201 ،‌جامع السعادات ،‌ج 2 ،‌ ص 203 )

نیز فرمود: هر کس شب را به صبح رساند و پدر و مادر خود را خوشحال سازد ،‌دو در بهشت به روی او گشوده می شود و هر کس شب را به صبح رساند و پدر و مادر خود را خوشحال سازد ،‌ دو در بهشت به روی او گشوده می شود و هر که صبح کنددر حالی که ایشان را خشمگین کند ،‌ دو در آتش جهنم به روی خود گشوده است .
( کنز العمال ، ج 16،‌ص 478 ؛‌ احیا علوم الدین ج 2 ص 216 )


همچنین از سخنان ایشان است که بوی بهشت از پانصد سال راه به مشام می رسد و عاق و قاطع رحم ،‌بوی آن را نیابد . ( الکافی ج 2 ص 349 ؛‌ بحار الانوار ج 71 ص 62)



خدا به حضرت موسی علیه السلام خطاب فرمود : ای موسی !‌هر که پدر و مادر را نیکو بدارد ،‌هر چند مرا نافرمانی کند ،‌او را در سلک یاران خود قرار دهم و هر که مرا خدمت کند ،‌در حالی که پدر و مادرش را نافرمانی کند ،‌ نام او را در جراید یاران عقوق ثبت گردانم . ( جامع السعادات ج 2 ص 203 و احیا علوم الدین ج 2 ص 216)

انگیزه های نفاق

چه علت ها و انگیزه هایی موجب می شود برخی به نفاق روی بیاورند؟

اولین انگیزه منافق همرنگی با جماعت است . همین شعر معروف است که خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.

دومین عامل ترساست.

سومین انگیزه طمع رسیدن به قدرت می باشد .

 

آثار و پیامدهای موسیقی حرام

ازعواقب و پیامدهای سوء موسیقی حرام " بی غیرتی به ناموس و محارم و نظام واحکام اسلامی و دین و مذهب و اهل بیت علیه السلام "‌ است.

یکی از قسمت های موسیقی حرام بحث غنا یعنی ، چرخاندن صدا در گلو صرفنظراز آلات موسیقی می باشد .

 

خداوند در سوره حج ایه 30 می فرمایند : ذَلِكَ وَمَنْ يعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يتْلَى عَلَيكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ

(مناسک حج) اين است! و هر کس برنامه‌هاي الهي را بزرگ دارد، نزد پروردگارش براي او بهتر است! و چهارپايان براي شما حلال شده، مگر آنچه (ممنوع بودنش) بر شما خوانده مي‌شود. از پليديهاي بتها اجتناب کنيد! و از سخن باطل بپرهيزيد!

 

ابو بصیر می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم منظور از قول الزور چیست ؟

حضرت فرمودند منظور غناست .

حضرت همین جواب را در خصوص رجس هم فرمودند که بت های پلید "  شطرنج "  و قول الزور " کارهای باطل است  " که از جمله  آن غنا می باشد .

امام صادق علیه السلام می فرماید اینگونه بیهودگی ها قساوت قلب می آورد و ملائکه از کنار فردی که این کار را انجام می دهند کوچ می کنند و اگر در این مسیر دچار مشکلاتی شود به این کار بیهوده هیچ پاداشی تعلق نمی گیرد و اگر در این مسیر برایش اتفاقی افتد وارد اتش می شود .

 

عبدالله ابن ابوبکر بن محمد  می گوید کنیز همسایه ما می زد و می خواند من می شنیدم شب به محضر امام صادق علیه السلام مشرف شدم حضرت سه بار تکرار فرمودند از غنا بپرهیزید که خداوند می فرماید از قول زور بپرهیزید.

۹۱/۱/۱۵ دوشنبه استاد شریفی

امان از همسایه مردم آِزار


یکی از اصحاب رسول اکرم صلوات الله علیه همسایه ای تند خو و مردم آزار داشت ،‌شکیبایی و خیر خواهی این صحابی برای او سودی نداشت ،‌برای همین به رسول خدا صلوات الله علیه شکایت کرد. پیامبر از او خواست با رفق و مدارا در اصلاح و تعدیل اخلاق همسایه بکوشد . مرد صحابی با روحی امیدوارو دلی آکنده از محبت با آن همسایه شرور دیدار کرد .
امافرد مغرور همچنان بر تعدی خود افزود ،‌وقتی جام صبر صحابی لبریز گردید ،‌ به محضر پیامبر رفت و عرض کرد :‌دیگر زندگی در آن خانه برایم قابل تحمل نمی باشد .

البته کوچ کردن به محله دیگر و دوری از جوار مسجد و بانگ اذان بلال هم برای او بسیار دشوار بود. رسول اکرم صلوات الله علیه وقتی نگرانی اورا دید ،‌فرمود : اثاث و لوازم منزل را بیرون بیاور و در معرض دید رهگذران قرار بده !
او هم پذیرفت و چنین کرد ، رهگذران و عابران که از این وضع شگفت زده شده بودند و مسیر عبور خود را تنگ می دیدند ،‌ماجرا را جویا شدند و چون شکایت صحابی را گوش دادند ، سیل نفرین و توبیخ و نفرت ،‌خود را به جانب همسایه مردم آزار روان کردند .


وقتی همسایه بدرفتار دانست که جمه قابل توجهی بر ضد او شوریده اند و خطر نفرت اجتماعی و خشم عمومی بر او فشار آورد ،‌به سوی مرد شاکی شتافت و عذر خواهی کرد، همسایه هم او را بخشید و اثاث منزل را به خانه برد. از ان زمان چنان اشتی و آرامش میان ان دو برقرار شد که هیچکدام در نبود دیگری غذا نمی خورد .

توکل

توکل بدان معنا نیست که انسان تدبیرو تلاش نکند ، بلکه باید با تدبیر و اندیشه و کوشش به قدرت الهی تکیه کند.

توکل به معنای اظهار عجز خویش و اطمینان و اعتماد به خدای سبحان است .( الصحاح تاج اللغه ،‌ج 3، ص 1844- 1845 ، " و ک ل " .)

در سخنان گوهر بار معصومان  توکل از سربازان عقل و ضدش یعنی حرص از سپاهیان جهل شمرده شده است .


در کلام نورانی دیگر ؛ دنیا به دریای عمیق ،‌تقوا به کشتی و توکل  به بادبان آن کشتی تشبیه شده  است .( الکافی ، ج 1، ص 16 ) 

امام صادق علیه السلام در کلامی بسیار آموزنده فرمود :  کسی را که سه چیز عطا شد ،‌از سه چیز منع گردید : به هر که دعا داده شد ،‌اجابت نیز؛‌  و به هر کسی شکر عطا شد ،‌زیادت هم ؛‌ و به هر که توکل داده شد ، کفالت نیز؛‌  سپس فرمود : آیا قرآن  تلاوت کردی که فر مود :  ( ومن یتوکل علی الله فهو حسبه : طلاق ،‌3 )  ؛‌ ( لئن شکرتم لازیدنکم  : ابراهیم 7 ) ؛‌ (‌ادعونی استجب لکم : غافر 60 )‌ ( الکافی ،‌ج 2 ، ص 65 )


شخصی به محضر پیامبر  صلوات الله علیه  رسید و گفت : شترم  را آزاد بگذارم و توکل کنم یا ان را ببندم و توکل کنم ؟ پیامبر صلوات الله علیه فرمودند : آن را ببند و توکل کن (‌  مشکاة الانوار ،‌ص 319 - 320 )  .

با توکل زانوی اشتر ببند . ( مثنوی معنوی   دفتر اول ،‌ص 43 ، بیت 913).آنان که برای کسب روزی و امرار معاش توکل بی تلاش را اثر گذار می دانند ،‌متوکل نیستند بلکه متکل ( سربار) هستند ، زیرا انسان برای رشد و کمال  در سیر علمی و عملی خود در طریق احکام متعالی اسلام به دو بال تلاش و توکل محتاج است و با یک بال ،‌قدرت پرواز ندارد.

متوکل ،‌کسی است که بکوشد و همراه آن یقین داشته باشد به قدرتی که آن قدرت نامتناهی و تحقق بخش تلاش اوست .


 رمز  " الکاسب حبیب الله " شنو           از توکل در سبب کاهل مشو 

                     ( مثنوی معنوی ،‌دفتراول ،‌ص 43 ، بیت 914)
 
گر توکل می کنی در کار کن               کشت کن پس تکیه بر جبار کن
            
                           ( همان ، ص 44، بیت 947)

اداب سخن گفتن

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَينِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ(البقرة/83)
و (به ياد آوريد) زماني را که از بني اسرائيل پيمان گرفتيم که جز خداوند يگانه را پرستش نکنيد؛ و به پدر و مادر و نزديکان و يتيمان و بينوايان نيکي کنيد؛ و به مردم نيک بگوييد؛ نماز را برپا داريد؛ و زکات بدهيد. سپس (با اينکه پيمان بسته بوديد) همه شما -جز عده کمي- سرپيچي کرديد؛ و (از وفاي به پيمان خود) روي‌گردان شديد.

 

امشب در خصوص این قسمت از ایه صحبت می کنیم " وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا "

پیامبر" صلوات الله علیه "  فرمودند :

طوبی لمن ملک لسانه :  خوشا به حال کسی که اختیار زبان خود را دارد.

 

اداب سخن گفتن :

۱- دست طرف را نگیرد و به شانه و بدن طرف نزند.

۲- حرف می زنید محبت بین افراد را زیاد کنید نه اینکه موجب تنفرشوید.

رسول خدا وقتی حرف می زد کلامش به گونه ای بود که دو طرف را به هم نزدیک می کرد و تنفری که طرفین بهم داشتند از بین می برد .

3- شوخی بیجا نکنید.

۴- از حق دفاع بکنید . نه اینکه هرچه که برای مردم خوش آمد باشد بگویید.

متوکل عباسی اقای " ابن سکیت " را معلم پسران خود قرار داد روزی وی را در مجلس بزرگی اوردند ودر مقابل همه از ابن سکیت پرسید : پسران مرا که شاگرد تو هستند بیشتر دوست داری یا حسن و حسین علیه السلام را بیشتر دوست دارید .

گفت والله قنبر غلام علی علیه السلام از تو و فرزندان تو بهتر هستند چطور اجازه می دهید خود و فرزندانت را با حسن و حسین علیه السلام مقایسه کنید .

متوکل همان جا دستور داد  زبانش را ببرند.

 

حضرت موسی علیه السلام از خدا می خواهد زبانش به گونه ای نباشد که مردم حرفش را متوجه نباشند و می خواهد زبانش روان باشد که همه فهم باشد .

قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی«25»
(موسی) گفت: «پروردگارا! سینه‌ام را گشاده کن؛
محب مهدي:وَیسِّرْ لِی أَمْرِی«26»
و کارم را برایم آسان گردان!

وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی«27»
و گره از زبانم بگشای؛

یفْقَهُوا قَوْلِی«28»
تا سخنان مرا بفهمند!

 

وقتی طرف حرف می زند ما هم در مقابلش وظیفه داریم به حرفش گوش بدهیم و وسط سخنان آنان نپریم .آقا رسول الله تا اخر همه حرف ها را می شنیدند تا جایی که مشرکان به  پیامبر لقب " اذن " داده بود . اقا امام رضا علیه السلام  نیزهم هیچگاه سخن کسی را قطع نمی کرد.

 

شخصی نزد رسول خدا " صلوات الله علیه "امدند و گفتند نصیحتی به من بده حضرت فرمودند :  زبانت را حفظ کن.  تا سه باردرخواست را تکرار کرد پیامبرهربار فرمودند : زبانت راحفظ کن.

 

۵- انسان باید خوش سخن باشد.

استاد جمالی فرد۹۱/۱/۵

آداب اسلامی - تکبر


4- تکبر

"‌تکبر " به معنای اظهار بزرگی در خود با اختیار خویش به واسطه اعضا و جوارح است . ( التحقیق ،‌ج 10، ص18، " ک ب ر "‌ ) ( کذلک یطبع الله علی کل قلب متکبر جبار :‌سوره غافر ایه 35 ) از "‌کبر " می آید ،‌ به معنای بزرگی و فرقشان این است که " کبر " خود بزرگ بینی باطنی را گویند؛‌ اما " تکبر " بر خود بزرگ بینی ظاهری اطلاق می شود و فرق آن با صفت " عجب " در این است که " عجب " صفت نفسانی است که در صورت تعجب حاصل می شود ؛ انسان بی قیاس به دیگری خودش را بزرگ ببیند ( تزکیه النفس ، ص 476؛‌ر.ک : معجم مقاییس اللغه ،‌ج 4 ،ص 243، "‌ع ج ب "‌. ) : ( ولو اعجبک کثرة الخبیث :‌سوره مائده ،آ یه 100 )

" غرور " حالت غفلت و فریب می باشد که بیشتر با اسباب دنیایی همراه است : ( فلا تغرنکم الحیوه الدنیا ولا یغرنکم بالله الغرور :‌سوره لقمان ،‌ ایه 33 )

در دستورات حضرت موسی هست که درباره سه چیز اندیشه کن تا گرفتار گناه و غرور نگردی : بدان از کجا آمده ای ؛‌به کجا می روی ؛‌ در حضور چه کسی هستی . از کجا آمده ای ، از قطره ای گندیده . به کجا می روی ،‌ به جایی که پر از خاک و حشرات و کرم هاست . در حضور چه کسی هستی ، در پیشگاه پادشاه پادشاهان .
( گنجینه ای از تلمود،‌ ص 237 )

امام صادق علیه السلام فرمودند : همانا متکبران قرار داده شوند به صورت مورچه های ضعیف ؛‌ مردم آن ها را لگد کنند تا خداوند از حساب فارغ شود : ان المتکبرین یجعلون فی صور الذر یتوطاهم الناس حتی یفرغ الله من الحساب . ( الکافی ، ج 2 ، ص 311 )

ادب در اسلام - کظم غیظ

2- فرو بردن خشم ( کظم غیظ )

بدی ها و زشتی ها را به خانه ای مانند کرده اند که کلیدش خشم است هنگام خشم قرابت انسان با شیطان قوت گیرد .

بسیاری از مفاسد اخلاقی چون کینه، حقدو حسد زاییده خشم اند و چون گرد آیند نابودگر خلق.


شخصی از رسول خدا " صل الله علیه و اله و سلم " پرسید مرا نصیحتی فرما تا بهشتی گردم؛ حضرت فرمود : خشمگین مشو: لاتغضب . سوال را تکرار کرد و حضرت نیز جواب را. (تنبیه الخواطر و نزهه النواظر ، ج 1‌، ص 122 ؛ منیه المرید ، ص 319.)


دیگری پرسید که چه چیز خشم خدا را از من دور می سازد ، فرمود : لا تغضب . (منیه المرید،ص 319 ؛ مستدرک الوسائل ، ج 12، ص 11 )


روزی پیامبر " صل الله علیه و اله و سلم " به اصحاب رو کرد و فرمود که تواناترین شما چه کسی است ؟ گفتند کسی که در کشتی گرفتن رقیب خود را بر زمین  زند .


حضرت فرمودند : توانا آن نیست که دیگری را به زمین زند بلکه کسی است که در حال خشم بر نفس خویش چیره آید و زمینگیرش کند .( تحف العقول ،ص 45و 47 )


یکی از حواریان حضرت عیسی علیه السلام از او پرسید چه چیز سخت ترین چیزهاست ؟


گفت : غضب الهی .

گفتند : چگونه از آن ایمن شویم ؟ گفت : به ترک خشم و بردباری .

(کتاب الخصال ،‌ ج 1 ، ص 6 ؛‌بحار الانوار ٌ ج 70 ٌ ص 263 )



گفت عیسی را یکی هوشیار سر         چیست در هستی زجمله صعب تر

گفت ای جان صعب تر خشم خدا          که از ان دوخ همی لرزند چو ما

گفت زین خشم خدا چه بود امان          گفت ترک خشم خویش اندر زمان

بس عوان که معدن این خشم گشت    خشم زشتش از سبع هم در گذشت .

                                                              مثنوی معنوی ،‌دفتر چهارم ، ص541، بیت 113-116.

آدب در اسلام - کف نفس


1- کف نفس

پیامبر اکرم صلوات الله علیه در سخنی زیبا فرمودند : ملاک عزت و سربلندی انسان در بازداشتن نفس از اذیت دیگران است ، چنان که جبرئیل بر پیامبر صلوات  الله علیه نازل شد و ایشان فرمود : ای جبرئیل ! مرا موعظه کن .

جبرئیل گفت : ای محمد ! زندگی کن ان گونه که می خواهی ؛‌همانا تو خواهی مرد ؛‌و دوست داشته باش هر کسی را که می خواهی و بدان که روزی از او جدا

خواهی شد ؛ و عمل کن آنچه را می خواهی که تو اثرش را خواهی دید شرف مومن در نماز شب و عزت او در خودداری از اذیت مردم است .(‌من لا یحضره الفقیه ،‌ج 1، ص 471و472)



امام صادق علیه السلام نیز فرمودند : بزرگ ترین و برترین صله ارحام ، کف نفس در اذیت و آزار به آن هاست .

برخورد جدی با همسایگان خطاکار

حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه می فرمایند : " خداوند در روز قیامت به دو نفر با نظر رحمت نمی نگرد ‌؛ آن که با خویشاوندان قطع رابطه کند و فردی که با همسایگان بدی نماید "‌. ( نهج الفصاحه ، ص 11)

در برابر خلاف همسایه نباید بی تفاوت بود‌ ، در توصیه های اخلاقی بزرگان آمده است که اگر کسی همسایه ناشایستی دارد و او را از گناه منع نمی کند ،‌ در جرمش شریک است . (مجموعه ورام ، ج 1، ص 9 )

در تاریخ می خوانیم یکی از محلات مسکونی بنی اسرائیل پر از افراد آلوده و بد بود ،‌ البته افراد درست کار و پروا پیشه ای هم آنجا بودند ،‌اما توجهی به خلافکاران مجاور نداشتند ، خداوند به ماموران عذاب فرمان داد محله را نابود سازند ،‌ آنان بازگشتند و گفتند : بین بزهکاران افرادی زندگی می کنند که مشغول ذکر و عبادت هستند . پروردگار فرمودند : اول آنان را عذاب کنید ، زیرا در مقابل دیدگانشان ، همسایگانشان از اطاعت من اجتناب کردند ،‌ ولی این ها کوچک ترین اعتراضی نکردند . ( همان )

همسایه بی انصاف

رسول خدا صلوات الله علیه فرمودند : سه چیز کمرشکن است ، قدرتمندی که اگر به او نیکی کنی ‌،‌ سپاسگزاری نمی کند. و همسایه ای که چشم او مراقب توست و دلش چشم به راه خبر مرگ تو است .اگر از تو رفتاری خوب و کردار نیکی مشاهده کند ، پنهان می نماید و کسی را از ان آگاه نمی کند ، ولی اگر کار ناگواری دید، آن را اشکار می سازد. و همسری که اگر نزد او باشی ،‌چشم تو را روشن نمی کند و اگر نباشی ، از او مطمئن نیستی . ( میزان الحکمه ، ری شهری ، ج 74 ، ص 151.) امام سجاد علیه السلام سفارش می کرد : "‌ ایاکم و صحبه العاصین و معونه الظالمین و مجاورة الفاسقین "‌؛‌ "‌از همنشینی با گناهکاران ، یاری ستمگران و همسایگی فاسقان پرهیز کنید " . ( تحف العقول ،ص 290 )

ترجمه سروده ای از حضرت علی علیه السلام نیز چنین است :‌ "‌ از دوستی با دروغگو و نزدیک شدن و همسایگی با وی اجتناب کن ، زیرا شخص دروغگو همواره در پی آلوده نمودن همنشین خود است "‌. ( دیوان امام علی علیه السلام ،‌ ص 49 )