شفاعت

شفاعت از شفع به معنی زوج  و   اصطلاحاً یعنی واسطه فیض شدن مخلوقی بین خدا و مخلوق دیگر . مثل رهایی شخص از عذاب خدا ،‌یا رفع مشکل.

 

انواع شفاعت :

شفاعت تکوینی : مثل اینکه خداوند مخلوقی را واسطه حیات دیگری قرار می دهد مثل والدین که واسطه خلق فرزندان هستند . یکی از دلایلی که می گویند ولو اینکه والدین شما کافر باشند حق آنان را رعایت کنید چون وسطه خلقت ما هستند . پس نعمت وجود ما بخاطر آنان است .

 

شفاعت تشریعی : پیامبران و امامانی واسطه شفاعت می شوند .

شفاعت مغفرت : شفاعتی است که ما امید داریم از اولیاء الهی نصیب ما شود . 

دایره شفاعت وسیع است ائمه و انبیا و شهدا و مومنین و...

 

آیا شفاعت همان پارتی بازی مذموم دنیاست ؟ 

شفاعت قانونی کاملا حکیمانه بر اساس رحمت الهی از سوی خداست . وگرنه خداوند می توانست با دیدن اولین گناه او را مجازات نماید .

بدون اذن خداوند متعال کسی نمی تواند از دیگری شفاعت نماید پس در آن ظلمی نیست .

هیچکس با خداوند رابطه ای جز رابطه خالق و مخلوقی و عبد و معبودیت ندارد .و ملاک قرب به خداوند را خداوند متعال در قرآن بیان داشته است : ان اکرمکم عندالله اتقاکم .

پس امتیاز شفاعت قانونی یکسان برای همه بندگانی  که دوست دارند به قرب الهی برسند می باشد .

پس شفاعت امری  ضابطه مند است بر خلاف پارتی بازی .

مساله مهم در شفاعت استحقاق افراد  یعنی شایسته سالاری  است .

 

آیا اعتقاد به شفاعت موجب تجری در ارتکاب به گناه نمی گردد؟  

وقتی شخص بداند  شفاعت  امری بدون حساب و کتاب نیست  موجب تجری نخواهد بود .

 

دعای فرج

اثرات دعای فرج

۹۰ اثر دعای بر فرج صاحب الزمان علیه السلام :

۱- فرمایش امام زمان عج است که بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج،که همانا آن فرج شما است.

۲- سبب زیاد شدن نعمتهاست

۳-اظهار محبت قلبی به امام زمان عج

۴- از نشانه های انتظار است

۵- مایه ناراحتی و وحشت شیطان لعین

۶- زنده کردن امر ائمه اطهار

۷- تعظیم خداوند و دین خداوند است

۸- ادا نمودن قسمتی از حقوق آن حضرت

۹- نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان

۱۰- حضرت صاحب الزمان در حق قرائت کننده دعای فرج دعا می کند

۱۱- شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال قرائت کننده دعای فرج می شود.

۱۲- شفاعت پیغمبر ص ان شاءالله شامل حال او می شود

۱۳-این دعا فرمانبری امر الهی وطلب فضل و عنایت او است

۱۴- مایه استجابت دعا می شود

۱۵- ادا نمودن اجر و مزد رسالت است 

ادامه نوشته

دعا هنگام سحر

حج نیمه تمام امام حسین علیه السلام آری یا خیر ؟

از جمله اتهامات اهل سنت به شیعیان در خصوص تصمیم امام حسین است آنان می گویند رها نمودن در وسط کار خلاف شرع است .چرا امام حسین روز عرفه و قبل از عید قربان مکه را ترک گفت؟

پاسخ: 

اين سخن مشهور كه امام حسين(ع) حجّ خود را نيمه تمام گذاشت، سخن نادرستى است؛ زيرا امام(ع) در روز هشتم ذى حجه «يوم الترويه» از مكّه خارج شد(1).در حالى‏كه اعمال حجّ - كه با احرام در مكّه و وقوف در عرفات شروع مى‏شود - از شب نهم ذى حجه آغاز مى‏شود. بنابراين، امام(ع) اصولاً وارد اعمال حج نشده بود، تا آن را نيمه تمام گذارد.


بله، مسلماً حضرت در هنگام ورود به مكّه، عمره مفرده انجام داد. چه بسا در طول اقامت چند ماهه خود در مكّه و احتمالاً در فاصله‏هاى مختلف، اقدام به انجام اعمال عمره كرده بود. اما انجام اعمال عمره مفرده، به معناى ورود در اعمال حجّ نمى‏شود. در برخى از روايات تنها از انجام عمره مفرده از سوى امام(ع) سخن به ميان آمده است.(2)


گرچه معروف و مشهور است و در برخي کتاب ها مانند الارشاد شيخ مفيد آمده که حضرت حج خود را تبديل به عمره کرد . طواف و سعي انجام داد و از احرام بيرون آمد چون نمي توانست حج خود را تکميل کند. (3) ولي به نظر بعيد مي آيد که حضرت به احرام حج محرم شده باشد، چون کسي که مي خواهد اعمال حج را انجام دهد ، روز هشتم يا روز نهم ذي الحجه محرم مي شود . جهتي براي محرم شدن زودتر از موعد مقرر نيست.


براي تاييد اين مطلب رواياتي درکافي نقل شده که به برخي اشاره مي کنيم:
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ خَرَجَ فِي أَشْهُرِ الْحَجِّ مُعْتَمِراً ثُمَّ رَجَعَ إِلَى بِلَادِهِ قَالَ لَا بَأْسَ وَ إِنْ حَجَّ فِي عَامِهِ ذَلِكَ وَ أَفْرَدَ الْحَجَّ فَلَيْسَ عَلَيْهِ دَمٌ فَإِنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ ع خَرَجَ قَبْلَ التَّرْوِيَةِ بِيَوْمٍ إِلَى الْعِرَاقِ وَ قَدْ كَانَ دَخَلَ مُعْتَمِراً .(4)


از امام صادق نقل شده : امام حسين(ع) قبل از روز هشتم ذي الحجه از مکه خارج شد، در حالي که قبلا در ماه حج با احرام عمره ، به قصد انجام عمره وارد مکه شده بود و عمره انجام داده بود.
از اين روايت بر نمي آيد که حضرت حج خود را تبديل به عمره کرده باشد.


در روايت ديگر امام صادق فرمود :قَدِ اعْتَمَرَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع فِي ذِي الْحِجَّةِ ثُمَّ رَاحَ يَوْمَ التَّرْوِيَةِ إِلَى الْعِرَاقِ وَ النَّاسُ يَرُوحُونَ إِلَى مِنًى وَ لَا بَأْسَ بِالْعُمْرَةِ فِي ذِي الْحِجَّةِ لِمَنْ لَا يُرِيدُ الْحَجَّ ؛(5)
امام حسين در ماه ذي الحجه عمره انجام داد . سپس در روز ترويه (هشتم) به سوي عراق حرکت کرد . کسي که نمي خواهد حج انجام دهد ،مي تواند عمره انجام دهد .


بله، مسلماً حضرت در هنگام ورود به مكّه، عمره مفرده انجام داده ؛ چه بسا در طول اقامت چند ماهه خود در مكّه و احتمالاً در فاصله‏هاى مختلف، اقدام به انجام اعمال عمره كرده بود. اما انجام اعمال عمره مفرده، به معناى شروع اعمال حجّ نيست. شايد وقتي که خبر دار شد نيروهاي مخفي يزيد قصد ترور حضرت را در حرم دارند و تصميم گرفت به سوي عراق حرکت کند، براي انجام يک عمره ديگر محرم شد و آن را تکميل کرد و از احرام خارج شد .در روز ترويه يعني هشتم ذي الحجه به سوي عراق از مکه خارج شد .
با وجود آن كه يكى از علل انتخاب مكّه، داشتن فرصت مناسب براى تبليغ ديدگاه خود بود؛ چرا در اين شرايط زمانى ويژه - كه اوج حضور حاجيان از سرتاسر نقاط مختلف در مكّه، عرفات و منا است و بهترين فرصت تبليغى براى آن حضرت فراهم آمده است - ناگهان مكّه را ترك كرد؟


مى‏توانيم علل اين تصميم ناگهانى را چنين ذكر كنيم:

1- احتمال خطر جانى‏

از برخى عبارات امام - كه در مقابل ديدگاه شخصيت‏هاى مختلفى كه با بيرون رفتن حضرت از مكّه و حركت به سوى كوفه مخالف بودند، ابراز شده - بر مى‏آيد كه امام ماندن بيش تر در مكّه را مساوى با بروز خطر جانى براى خود مى‏دانست؛ چنان ‏كه در جواب ابن عباس مى‏فرمايد: «كشته شدن در مكانى ديگر براى من دوست داشتنى‏تر از كشته شدن در مكّه است»(6)


نيز به عبداللَّه بن زبير فرمود: «به خداوند سوگند! اگر يك وجب خارج از مكّه كشته شوم، براى من دوست داشتنى‏تر است تا آن كه به اندازه يك وجب در داخل مكّه كشته شوم. به خداوند سوگند! اگر به لانه‏اى از لانه جانوران پناه برم، مرا از آن بيرون خواهند كشيد تا آن چه را از من مى‏خواهند، به دست آورند» (7)


نيز به برادرش محمد حنفيه، به صراحت از قصد ترور يزيد در محدوده حرم امن الهى نسبت به جان خود سخن به ميان آورد .(8) بالاخره در بعضى از متون به صراحت سخن از اين مطلب به ميان آمده كه يزيد، عده‏اى را همراه با سلاح‏هاى فراوان براى ترور امام در مكّه فرستاد. (9)


2- شكسته نشدن حرمت حَرَم‏

در ادامه برخى از عبارات پيش گفته، تذكّر اين نكته از سوى امام وجود داشت كه نمى‏خواهد حرمت حرم امن الهى، با ريخته شدن خون او در آن شكسته شود؛ گرچه در اين ميان گناه بزرگ از آن قاتلان و جنايتكاران اموى باشد.


حضرت اين مطلب را در برخورد با عبداللَّه بن زبير و به گونه تعريض‏آميز نسبت به او - كه بعدها در مكّه موضع گرفته و لشكريان يزيد حرمت حرم را خواهند شكست - به صراحت بيان مى‏دارد. ايشان در جواب ابن زبير مى‏فرمايد:.«پدرم (على) براى من نقل كرد كه در مكّه قوچى است كه به وسيله او حرمت شهر شكسته مى‏شود و من دوست ندارم كه مصداق آن قوچ باشم».(10)

 

پي نوشت ها:
1. وقعه الطف ،ص147.
2 . وسائل الشيعه، ج 1، ص 246، كتاب حج، باب 7، ابواب العمرة ج 2 و 3.
3 . شيخ مفيد ، الارشاد ج 2 ص 68 .
4و5. الكافي ج : 4 ص :536.
6.ابن كثير، البداية و النهاية، ج 8، ص 159.
7.وقعة الطف، ص 152.
8.سيد بن طاووس، لهوف، ص 82..
9.همان،ص82.
10 . ابن اثير، الكامل فى التاريخ، ج 2، ص 546.

حدیث

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

مَنْ مَاتَ فِی طَرِیقِ مَکَّةَ ذَاهِباً أَوْ جَائِیاً أَمِنَ مِنَ الْفَزَعِ الْأَکْبَرِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ، مَنْ مَاتَ مُحْرِماً بَعَثَهُ اللَّهُ مُلَبِّیاً:

«کسی که در راه زیارت خانه خدا در مکه، در حال رفتن یا برگشتن از دنیا برود، از ناله بزرگ روز قیامت در امان خواهد بود، و اگر در حال احرام از دنیا رفته باشد، لبیک گویان در روز قیامت محشور می گردد.»

الكافی: ج 4، ص 263، ح 45؛