ارتباطات شنیداری : انچه نباید شنید :

 بحث امروز : غلو

 امام صادق علیه السلام به کمترین چیزی که انسان بوسیله ان از ایمان خارج می شود این است که با غلوکننده د دین بنشیند و به سخنان او گوش بدهد.

در تعریف غلو می توان گفت غلو زیادت ،‌تجاوز کردن از حد اعتدال ، یعنی انسان ارتفاعی را رعایت نکند . غلو در برابر افراط قرار می گیرد . تجاوز از حد و حی و رفتن به سوی هوی و هوس است .

 

غلو ر ا می توان این گونه تقسیم کرد :

 1- نسبت به خود مثل غلو شیطان :

 وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا(الکهف/50) وقتی به شیطان امر می شود سجده کند  غلو می کند و در علت عدم سجده خود می گوید :

قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَا خَيرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ(الأعراف/12) من از نار هستم بایدبر انسان که از خاک است سجده کنم .

 

و غلو  فرعون  که آنقدر جلو می رود که خود را رب معرفی می کند : وَقَالَ فِرْعَوْنُ يا أَيهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيرِي فَأَوْقِدْ لِي يا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحًا لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ(القصص/38)

 

و غلو یهود و نصاری   که یکدیگر را چیزی نمی دانند : وَقَالَتِ الْيهُودُ لَيسَتِ النَّصَارَى عَلَى شَيءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيسَتِ الْيهُودُ عَلَى شَيءٍ وَهُمْ يتْلُونَ الْكِتَابَ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ لَا يعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّهُ يحْكُمُ بَينَهُمْ يوْمَ الْقِيامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يخْتَلِفُونَ(البقرة/113)

و یا یهود و نصاری می گفتند کسی وارد بهشت نمی شود مگر اینکه یهود یا نصرانی باشد :وَقَالُوا لَنْ يدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ(البقرة/111)

 

 2- نسبت به دیگران  :  مثل  غلو نسبت به رهبران ایمانی غلوی که نسبت به حضرت مسیح یا عزیر داشته  و انها را فرزندان خدا می دانستند  ۰توبه ۳۱)

 

دیدگاه ائمه در خصوص  غالیان

امام علي(ع) فرمود: «اللهم اني بريء من الغلاه کبرائه عيسي بن مريم من النصاري؛ خداوندا من از غلات بيزاري مي جويم همانگونه که عيسي بن مريم از نصارا بيزاري جست» (بحارالانوار، ج 25، ص 365).

امام صادق(ع) فرمود: «بر جوانان خود از خطر غلات برحذر باشيد مبادا عقيده آنان را تباه سازند» و در حديث ديگر حتي از معاشرت و همنشيني با آنها نهي فرموده است (بحارالانوار، ص 296).

 

علامه مجلسي مظاهر غلو را در اعتقاد به امور زير شمرده :
الف) الوهيت پيامبر و ائمه(ع)
ب ) در معبوديت يا خالقيت و رازقيت شريک خدايند.
ج ) حلول خداوند در آنها يا اتحاد خداوند با آنان.
د ) آنان بدون وحي و الهام الهي از غيب آگاهند.
ه ) اعتقاد به نبوت درباره ائمه طاهرين(ع).
و ) تناسخ ارواح ائمه در بدن هاي يکديگر.
ز ) با معرفت آنان اطاعت خداوند و ترک معصيت الهي لازم نيست.
(بحارالانوار، ج 25، ص 346). 

 

  امام رضا(ع) فرمودند : «غلات ، کفار و مفوضه ، مشرک هستند . کسی که با آنان معاشرت و اعتماد کند ، بیاشامد ، ارتباط داشته باشد ، به آنان همسر دهد ، از آنان همسر برگزیند ، امین آنان شود ، آنان را بر امانتی امین گرداند ، حدیثشان را تصدیق کند یا به نصف کلمه­ای آنان را یاری کند ، از ولایت خداوند – عزوجل – رسول خدا (ص) و ما اهل­بیت خارج شده است.

 

 

موضع‌گیری امامان(ع) در برابر غلات
اقدامات ائمه(ع) در برابر غلات را می‌توان در موارد ذیل خلاصه کرد:

1- بازشناسی شخصیت غلات و منع شیعیان از مجالست و شنیدن سخنان آنها و محاصره همه جانبه ایشان.
برای نمونه حضرت رضا(علیه السلام) ضمن بر شمردن غلات در ردیف کافران، چنین می‌فرماید:

«هر کس با آنها مجالست کند و یا با آنها بخورد و بیاشامد و دوستی خالصانه برقرار کند و یا با آنها ازدواج کرده و از میان ایشان برای خود همسری برگزیند و یا به آنها ایمنی بخشد و یا بر امانتی امینشان بشمارد و نیز سخنان آنها را درست بداند و یا به نیم گفتاری آنها را کمک و یاری کند، باید بداند که از ولایت خداوند و رسول خدا و نیز از ولایت ما اهل بیت، بیرون رفته است. (محمد باقر مجسی، همان، ج 25، ص 273).

در حدیثی دیگر- که به واقع شاخصی برای سنجش ایمان است- گوش دادن به سخنان شخص غالی، برابر خروج از صراط مستقیم و درافتادن در مسیر کفر و الحاد معرفی شده است. (همان، ص 269).

امام صادق(ع) می‌فرماید: «کمترین چیزی که به وسیله آن، انسان از ایمانش خارج می‌شود، آن است که در مجلس یک غالی بنشیند، سخنانش را گوش دهد و آنها را تصدیق کند». (همان، ص 27، ح 14).
 ۲- اظهار بیزاری و لعن و نفرین غلات: امام صادق(ع) خطاب به بشار شعیری، یکی از غلات –چنین می‌فرماید: «از نزد من بیرون برو که خداوند تو را لعنت کند. سوگند به خدا هرگز سقف خانه‌ای بر سر من و تو سایه نخواهد افکند». (همان، ص 307).

همچنین در حدیثی که سدیر صیرفی گزارشی از افکار غلات را به محضر حضرت صادق(ع) عرضه می‌دارد، امام چنین می‌فرماید: «ای سدیر! گوش و چشم و مو و پوست و گوشت و خونم از این گروه بیزار است. خداوند و پیامبرش از آنها بیزار هستند و اینان بر دین من و دین پدرانم نمی‌باشند. به خدا سوگند! در روز قیامت، خداوند میان من و ایشان را جمع نخواهد کرد، مگر آنکه بر آنان غضبناک است». (شیخ طوسی، اختیار معرفة الرجال، ش 551).

 

مأمون به امام رضا (ع) گفت : به من خبر رسیده است که شماری در مورد شما غلو و از حد تجاوز کرده­اند . امام رضا (ع) فرمودند : ما از کسانی که دربارۀ ما غلو می­کنند و بیش از حد ما را بالا می­بردند ، مانند بیزاری عیسی‌بن مریم (ع) از نصاری بیزاری می­جوییم ... کسی که برای ائمه ادعای ربوبیت و نبوت یا برای غیر آنان ادعای امامت کند ، ما در دنیا و آخرت از او بیزاریم .(عیون اخبار الرضا، ج2، صص449-450، بحار، ج25، صص271-272)

 

3- دروغ شمردن و تکذیب باورهای آنان: بخش دیگری از فعالیت‌ها و اقدامات امامان در برخورد با فتنه غلات، دروغ شمردن و تکذیب عقاید و باورهای ایشان بوده است. آنان در محکومیت و تکذیب عقاید غالیان، تلاش‌های پیگیری داشته، از هیچ کوششی فروگذار نکرده‌اند و از هر فرصتی برای ابهام زدایی و شناساندن شخصیت واقعی غلات بهره جسته‌اند؛ برای نمونه امام صادق(ع) برای تکذیب و بی‌اعتبار دانستن عقیده کفر آمیز بشار شعیری، چنین می‌فرماید:

به آنها بگو، وای بر شما! به درگاه خدا توبه کنید که شما کافر و مشرک هستید.

امام صادق(ع) رو به روای ادامه داد: به نزد بشار برو و به او بگو ای کافر! ای فاسق! ای مشرک! من از تو بیزار هستم.

و در حدیثی دیگر، امام صادق(ع) بشار را شیطانی فرزند شیطان نامید که اصحاب و یاران او را فریب داده است. (سامی العزیری، الجذور التاریخية و النفسیة،  ص 173 به بعد؛ علی رضا کاوندی، «شخصیت شناسی ابوالخطاب» ص 93 به بعد).

 

4- تکفیر و فاسق دانستن غلات .

 5- رد عقاید غلات و بیان عقاید صحیح :

هنگام شنیدن آن (مطالب غلوآمیز)، حضرت (ع) لرزید ، عرق کرد و فرمودند : « خداوند منزه است . خداوند از آنچه ظالمان و کافران می‌گویند ، بسیار منزه است . آیا علی (ع) درمیان خورندگان ، نوشندگان ، ازدواج کنندگان و مُحدثان ، خورنده ، نوشنده ، ازدواج کننده و محدث نبود ؟ با این وصف ، در برابر خداوند نمازگزار ، خاضع ، خاشع ، گریان و بسیار دعاگو بود. آیا کسی که چنین صفتی را داشته باشد پروردگار است ؟ اگر ایشان پروردگار بودند ، پس هریک از شما نیز پروردگارید ، زیرا با او در این صفات که دلالت بر حدث هر موصوفی به آنهاست ، شریک است... این گمراهان کافر بمقدار جهلشان به آنان داده شده است . تا اینکه ، از آنها (معجزات و امور عجیبه) بشدت تعجب کردند و به دلیل اموری که از آنها پدید آمد ، آنها را بسیار بزرگ شمردند . بر نظرهای فاسدشان اصرار ورزیدند و بر عقلهاشان – که به راه ناصواب رهنمونشان می­ساخت – اکتفا کردند ؛ به طوریکه ، قدرت خداوند را کوچک انگاشتند و امرش را اندک دانستند و شأن عظیمش را سست پنداشتند ، زیرا نمی‌دانستند او قادر بنفسه و غنی بذاته است و قدرتش عاریه­ای و غنایش اکتسابی نیست . او کسی است که هر که را بخواهد فقیر و غنی می­کند و هر که را بخواهد بعد از قدرتش عاجز و بعد از غنایش فقیر می گرداند .

 

۶-ترساندن و وعده آتش به غلو کنندگان: پیامبر گرامی اسلام(ص) خطاب به علی(ع) می‌فرماید: «ای علی! حواریون، عیسی را تصدیق و یهودیان وی را تکذیب کردند. برخی نیز در شأن وی، راه مبالغه و افراط و زیاده‌گویی در پیش گرفتند. تو نیز همچون مسیح خواهی بود که شیعیان تو را تأیید خواهند کرد؛ رشک کنندگان در مقام والایت، جایگاه بی‌بدیل تو را انکار کرده؛ آن را دروغ خواهند پنداشت و گروهی دیگر نیز به مبالغه‌گویی در شأن تو روی خواهند آورد. پس بدان که جایگاه غلو کنندگان در آتش خواهد بود. (محمد باقر مجلسی، همان، ج 25، ص 264).

امام رض(ع) نیز در کلامی رسا، چنین فرمودند:

من تجاوز بأميرالمؤمنين العبودية فهو من المغضوب عليهم و من الضالين؛

هر کس امیرالمؤمنین(ع) را از حد بندگی بالاتر برد، از کسانی است که مورد غضب الهی قرار خواهد گرفت و در زمره گمراهان خواهد بود. (همان، ص 274).

 

7- صدور فرمان کشتن بعضی از غلات: ائمه(ع) سعی داشتند حتی الامکان در برخورد با غلات، از مراحل ذکر شده استفاده کنند و با برهان و بیان عقاید صحیح و نیز اعلام بیزاری از آنها، خطر غلات را به حداقل برسانند، اما هنگامی که تندروی‌های غلات غیر قابل تحمل می‌شد چاره‌ای به جز فرمان قتل آن نمی‌دیدند که البته این موارد بسیار کم اتفاق می‌افتاد. شاید بتوان گفت کل مواردی که طی آنها دستور قتل غلات صادر شده، موارد اندک زیر است:

1- فارس بن حاتم قزوینی یکی از خطرناک‌ترین غلات زمان امام حسن عسکری(ع) بود که بدعت‌های فراوانی گذاشت و بسیاری از مردم را فریب داد. امام خون او را هدر اعلام کرد و فرمود: هر کس مرا از دست او راحت و او را بکشد، من بهشت را برای او ضامن می‌شوم. (محمد بن عمر کشی، رجال کشی، ص 532؛ فی فارس بن حاتم القزوینی). سرانجام یکی از اصحاب آن حضرت به نام جنید، فارس را به قتل رساند.

2- امام جواد(ع) به یکی از یاران خود به نام اسحاق انباری می‌فرماید: خون ابوالسمهری و ابن ابی الررقاء که بر ما دروغ می‌بندند، برای همه مسلمانان هدر است. امام از اسحاق می‌خواهد آنها را بکشد و به او وعده راحتی در بهشت می‌دهد، اما آن دو همیشه از اسحاق دوری می‌جستند و اسحاق موفق به کشتن آنها نشد. (همان، ص 529، فی هاشم بن ابی هاشم و أبی السمهری).

3- امام حسن عسکری(ع) به ابو محمد بن فضل بن شاذان دستور می‌دهد: اگر توانستی سر ابن بابای قمی – یکی از غلات بود – را با سنگ بشکنی، چنین کن که او مرا آزار داده است. خداوند او را در دنیا و آخرت آزار دهد.(همان، ص 520، فی الحسن بن محمد بن باباالقمی).

4- امام حسن عسگری(ع) در نامه‌ای خطاب به بعضی از یاران خود، افزون بر ابزار تنفر و انزجا از علی بن حسکه و غلات دیگر می‌فرماید: از آنها دوری کنید که لعنت خدا بر آنها باد و اگر هر یک از آنها را یافتند. سر او را با سنگ بشکنید. (همان، ص 518؛ فی الغلاة فی وقت ابی محمد العسکری).